گوهرهای زیستی، یعنی داراییها و ارزشهای طبیعی بهجامانده از نیاکان، متعلق به همهٔ مردم و نسلهای آیندهاند و باید برای آنان نگاهداری شوند. کارآزماییهای من و همکارانم در طرحهای گوناگون نشان داده است که نگهبانی پویا (حفاظت فعال) از این گوهرها، همراه با فراهمسازی امکان بهرهمندی خردمندانه و پایدار مردم، بهویژه نسل جوان، آنها را به نگهداری از این سرمایههای زیستی برمیانگیزاند و نقشی مؤثر در پایداری این منابع ایفا مینماید. برای تحقق این هدف، ضروری است که در تهیهٔ هرگونه طرح، با هر هدفی که برای گوهرهای زیستی در نظر گرفته میشود، نخست و پیش از هر اقدام اجرایی، مطالعات جامع محیطزیستی، طراحی محیط و منظر، و بهرهگیری از دانشهای تخصصی مرتبط صورت گیرد. چارچوب، شرایط، ضوابط، و بایدها و نبایدهای لازم باید توسط این دانشها تعیین شود. سپس، در درون این چارچوب مشخص، طرحهای توسعهٔ شهری (در حوزههای شهرسازی، طراحی شهری و...) آغاز گردد، تا ضمن حفظ ارزشهای طبیعی، بهرهبرداری مردم از آنها نیز به شکلی خردمندانه، متناسب با ظرفیت زیستی، و در راستای توسعهٔ پایدار شهرها انجام گیرد. من این شیوه از سازماندهی و برنامهریزی برای گوهرهای زیستی و ساختار شهر را بهطور فشرده «طراحی شهری–محیطی» مینامم.