۸. رویکرد توسعه پایدار

طراحی شهری - محیطی برای توسعه پایدار شهر
( نگهبانی، زنده سازی و بهره‌ برداری درست از داشته‌های طبیعی شهر)

پیشگفتار:
کشور ما در سرزمینی خشک و کم‌باران قرار دارد، با کویری بزرگ در میان آن. ادامه حیات بسیاری از شهرهای ما به یک یا چند گوهر طبیعی وابسته است و در تعامل دوطرفه با آن‌ها قرار دارد.
نیاکان خردمند ما با شناختی ژرف از ساختارهای مؤثر، ارتباط انسان و شهر را با طبیعت درون و پیرامون به‌گونه‌ای هوشمندانه و آینده‌نگرانه سامان می‌دادند، به‌طوری‌که همزمان با نگهبانی از این گوهرهای(داشته ها) طبیعی، بهره‌برداری از آن‌ها نیز هماهنگ با ظرفیت و شرایط محیطی انجام می‌شد تا از تخریب تدریجی آن‌ها جلوگیری شود.
تا قرن گذشته، این رابطه متعادل و پایدار میان شهر، انسان و طبیعت در کشور ما حفظ شده بود. اما در دهه های نزدیک، طرح‌های توسعه شهری، با رویکردی که بر گسترش کالبدی اهمیت بیشتری میداد تهیه شدند و در آن‌ها راهکار های آینده‌ نگرانه‌ای برای نگهبانی از گوهرهای طبیعی شهرها ارائه نگردید. به‌ویژه در چهار دهه اخیر، به دلیل مدیریت ناآگاه و منفعت‌ طلب ، روند تخریب این منابع ارزشمند شدت یافت.
کوه‌ها و تپه‌ها: به‌ منظور توسعه شهری، کاربری‌های نظامی، تفریحی، آموزشی و مسکونی در آن‌ها مستقر شدند. سطح آن‌ها برای سهولت ساخت‌وساز تراشیده شد و خاک تخریب‌ شده به دره ها و زمین‌های پایین ‌دست ریخته شد.
زمین‌های پای‌کوهی: در گسترش بافت شهری به کار برده شدند.
پیرامون و درون دره‌ها:به‌علت خاک حاصلخیز و دسترسی به آب، ابتدا تبدیل به باغ خصوصی، سپس باغ‌ویلا، و در نهایت محل آپارتمان‌سازی شدند.
آبراهه‌ها: با خاک ناشی از تراش کوه‌ها پر یا دچار فرسایش و ناپایداری شدند.
روددره‌ها: با اجرای قانون‌هایی بدون ملاحظات محیط‌زیستی(بدون نگاه آینده نگرانه به محیط زیست)، بستر طبیعی آن‌ها با کانال بتنی جایگزین شد. این مسیرها به محل دفع پسماندها و مسیر آب‌های آلوده تبدیل گردید و زمین‌های باقی‌مانده در دو سوی کانال جاده سازی شد و سپس به فروش رسیدند.
رودخانه‌ها:به ‌دلیل عدم اجرای کامل شبکه فاضلاب شهری، فاضلاب‌ها مستقیماً به رودخانه‌ها وارد شده و آن‌ها را به مسیر آلوده‌ کننده دریاچه‌ها و دریا تبدیل کردند.
چشمه‌ها: ساخت‌ وسازهای مجاز و غیرمجاز در بالادست باعث کاهش کیفیت و آلودگی آب چشمه‌ها شد.
دریا و کرانه‌ها: کرانه‌ها پاکی و ارزش طبیعی خود را از دست دادند و دریا به مخزن فاضلاب شهری تبدیل شد.
دریاچه‌ها: سدسازی‌های غیراصولی موجب خشک‌شدن دریاچه‌ها شد.
کاریزها (قنات): ساخت‌وساز در حریم آن‌ها، برداشت غیرمجاز آب و ورود فاضلاب و آسیب در هنگام ایجاد مترو و یا بزرگراه‌های شهری این این میراث گرانبهای مهندسی و بازمانده از نیاکان را به نابودی کشاند.
آب‌های زیرزمینی: اجرای بزرگراه‌ها و تونل‌ها بدون پیش‌بینی مسیرهای عبور آب‌های زیرزمینی باعث انسداد یا تخریب آن‌ها شد.
باغ‌ها: باغ‌ها که از عناصر هویتی شهرهای ما هستند، به‌دلیل قطع مسیرهای آب، تخریب کاریزها، آلودگی و افزایش تراکم ساخت‌وساز، تاب‌آوری خود را از دست داده‌اند و در حال نابودی هستند.
و...
نتیجه‌گیری:
نمونه های یاد شده بالا نشان می‌دهد که چگونه منابع طبیعی و میراث محیطی، پس از قرن‌ها پایداری، توسط نسل ما در معرض نابودی قرار گرفتند. در این شرایط، کارشناسان و دوست‌داران طبیعت تلاش نمودند راهکارهایی برای توقف این روند و ایجاد شرایط مناسب ارائه داده‌اند. اینجانب نیز در حد توان، به‌همراه دیگرهمکاران دلسوز، و با اتکا به تجربه طرح‌هایی که بر بستر طبیعت اجرا شده‌اند، نظریه طراحی شهری - محیطی را ارائه نمودم؛ نظریه‌ای که می‌تواند با درنگ در روند تخریب، بهره‌برداری درست از این گوهرها را ممکن ساخته و در جهت توسعه پایدار شهر و کشور موثر واقع شود. امید است این تلاش بتواند در تحقق اهداف خود نقشی مثبت ایفا کند.
تعریف طراحی شهری – محیطی:
هر جا که شهر در درون یا پیرامون خود بر یک گوهر(عنصر) طبیعی تأثیرمی گذارد و یا از آن تأثیر می‌پذیرد، درهرگونه طراحی، اولویت با قوانین و ضوابط و دستورالعمل‌هایی است که بر پایه مطالعات محیط زیست، طراحی محیط و دانش‌های مرتبط استوارهستند و باید اساس طرح‌های توسعه شهر در حوزه شهرسازی، طراحی شهری و رشته‌های مرتبط قرار گیرند.
دستاوردهای نظریه طراحی شهری–محیطی در ایران:
در چهار دهه گذشته، افتخار مدیریت مطالعات و طراحی تعدادی از گوهرهای(عناصر) طبیعی ارزشمند در شهرهای مختلف کشور را داشته‌ام.طرح‌های یادشده با اتکا به نظریه‌ی «طراحی شهری–محیطی» تهیه و ارائه شدند و می‌توانستند، همزمان با نگهبانی و بالا بردن کیفیت محیطی این گوهرهای طبیعی که ثروت، میراث و پشتوانه‌ ادامه‌ی زندگی سالم در شهرها هستند، امکان استفاده‌ی همسنگ توان و پایدار شهروندان از آن‌ها را فراهم کنند، نگرش و رابطه‌ی مردم با طبیعت را بهبود بخشند و به توسعه‌ی پایدار شهری یاری رسانند.
با این حال، تغییر در بنیان طرح، نیمه ‌تمام ماندن آن، یا اجرای آن بدون مشارکت طراحان و با دستور و دخالت افراد غیر متخصص، سبب می‌شود طرح از مسیر اصلی خود منحرف شده، حتی اثر منفی بر جای گذارد و از اهداف اولیه‌اش که همانا نگهبانی از ارزش‌های طبیعی و بهره‌برداری پایدار بوده، فاصله بگیرد.
گزارش مطالعات این طرح‌ها، طی سال‌های مختلف و در شهرهای گوناگون تهیه شده‌اند، در قالب چند صد جلد گزارش تدوین گردیده، با بودجه‌های کشور و تلاش متخصصان دلسوز، باتجربه و علاقه‌مند به کشور انجام شده‌اند.
گرچه ارایه همه آن گزارشها در اینجا ممکن نیست ولی بی‌تردید ارائه‌ی خلاصه‌ای از راهبردها، راهکارها، پیشنهادها و... این طرح‌ها برای شهروندان هر یک از شهرها، به‌ ویژه دانشجویان و نسل جوان، می‌تواند آگاهی از ارزش‌های کم‌نظیر طبیعی و تاریخی شهرها و کشورمان را افزایش داده و زمینه‌ ساز مشارکت آنان در حفاظت از این گوهر های طبیعی و میراث گران‌بهای نسل های گذشته باشد.
یادآوری چند نکته درباره طرح ها لازم است:
برخی از راهکارها، ایده‌های عمومی، مانند تسهیل ارتباط انسان و شهر با طبیعت درون و پیرامون شهر، قابلیت استفاده در شهرهای مشابه را دارند. در بسیاری از این شهرها، طرح‌های دیگری نیز تهیه شده که در اینجا به آن‌ها اشاره‌ای نشده است. برخی طرح‌ها به علت نبود بودجه، تغییر مدیریت‌ها و... اجرا نشده یا تنها بخشی از آن‌ها به اجرا درآمده است.
در بخش ۸ این وبسایت، توضیحاتی درباره‌ی چهل طرح طراحی شهری – محیطی در ۱۶ شهر ایران ارائه شده است.








Arak: Urban – Environmental Design of Arak Ring Highways + اراک: طراحی شهری – محیطی بزرگراه های کمربندی

اراک: طراحی شهری – محیطی بزرگراه های کمربندی








 
فشرده پیشنهاد های طرح:
توسعه فضای سبز بزای کاهش الودگی هوا ،ایمنی وزیبایی مسیر های امد وشد ، افزایش چونی محیطی شهر ، ایجاد فضا برای گذران زمانهای اسودگی مردم در محدوده های امکانپذیر بصورت خطی و یا نقطه ای ( پیوند مردم ، شهر وگوهر های طبیعی)
پیشینه:
اراک یکی از مراکز صنعتی کشور است و کارخانجات مختلف موجب آلودگی هوای شهر شده اند , بطوریکه مردم با افزایش بیماریهای تنفسی مواجه شده اند.
مقامات شهر و استانداری تلاش مشترکی را برای افزایش فضای سبز شهر درنقاط امکانپذیر به عمل آوردند و از مشاور خواستند که همکاری نماید که با توجه به همه امکانات و محدودیت ها ، طرح های زیر تهیه و تصویب شد:
طراحی شهری-محیطی بدنه بزرگراه کمربندی جنوب
طراحی شهری-محیطی بدنه بزرگراه کمربندی شمال
طراحی شهری-محیطی ورودی های چهارگانه شهر
طراحی شهری-محیطی کوه مستوفی
طراحی شهری-محیطی کوه گردو ( معدن سنگ)
طراحی شهری-محیطی مسیر لوله نفتی در شهر
وضعیت اجرا:
از این طرح ها ده کیلومتر از کمربندی جنوب و کوه مستوفی اجرایی شده ولی با تغییر مدیران و احتمال کمبود بودجه تهیه طرح های اجرایی دیگر پیگیری نشده است.
اثر طرح - سرانجام:
اجرای طرحهای بدنه سبز بزرگراه ها میتوانست بصورت یک کمربند سبز بهم پیوسته درکاهش آلودگی موثر باشند و فضای سبز کوه های نامبرده و مسیر لوله نفتی داخل شهر نیز به پالایش هوا و به توسعه پایدار شهر اراک کمک کنند.
در مورد طرح های شماره ۴، ۵ و ۶ در بخش معرفی طرح ها ، جداگانه توضیح داده شده است ودر مورد شماره ۱، ۲ و۳ در همین صفحه نقشه هایی ارائه شده است.
Arak: Urban – Environmental Design of Arak Ring Highways + اراک: طراحی شهری – محیطی بزرگراه های کمربندی
Arak: Urban – Environmental Design of Arak Ring Highways








اراک: طراحی شهری–محیطی پردیس خطی (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
تبدیل یک محور آلوده و صنعتی به یکی از ارزش های طبیعی شهر , افزایش فضای سبز و گذران زمانهای اسودگی مردم ، ایجاد مسیر ورزش وگردش و ارتباط پیاده بین محله ها در بستر سبز ( پیوند شهر با گوهرها طبیعی)
پیشینه:
در شهر اراک، از دهه های گذشته خط لوله ای برای انتقال محصولات نفتی عبور می کرد که با توسعه شهر به نحوی در ارتباط با بافت مسکونی قرار گرفته است و در برخی نقاط نیز موجب آلودگی هایی در سطح و عمق زمین گردیده است.
استانداری و شهرداری تصمیم گرفتند که با جمع آوری این لوله مسیر آن را به کاربری دیگری اختصاص دهند. مطالعات شهری- محیطی در همه زمینه های مورد نیاز به عمل آمد و پیشنهاد شد که به علت آلودگی هوای شهر اراک این مسیر به یک پردیس سبز خطی تبدیل شود که تمام محله های مسیر بتوانند در آن حرکت، گردش و ورزش کنند و فضای سبز آن نقش تعدیل کننده ای در هوای شهر به عهده گیرد.
مطالعات طرح درباره زمین شناسی، خاک شناسی، آلودگی های محیط زیست، فضای سبز، شهرسازی، دید و منظر، ارتباطات و...انجام و بر حسب مجموعه شرایط موجود مسیر در ۸ پهنه مورد ارزیابی قرار گرفت و در چارچوب ایده ها و راه کارهای زیر طرح تهیه شد و به تصویب رسید.
پس از تصویب طرح گویا مقامات شهر برای بهره وری اقتصادی و حضور سرمایه تغییراتی در کاربریهای طرح دادند.
فشرده پیشنهادها ، ایده‌ها و راهکارهای طرح:
۱. اصلاح خاک در مسیر
۲. الحاق لکه های باز رها شده (لچکی ها) به مسیر
۳. تامین ارتباط فضاهای سبز پراکنده شهری به این مسیر برای ایجاد یک شبکه سبز به هم پیوسته و مقاوم در مقابل آلودگی هوا
۴. افزایش تراکم سبز در فضاهای سبز شهری مجاور
۵. احداث چند زمین بازی فوتبال و سایر ورزش ها برای تقویت ورزش محوری مسیر
۶. ایجاد ارتباط بین بلوار سنجان و باغ های دره های سنجان از طریق تقویت جایگاه پردیس خطی
۷. ایجاد ارتباط کالبدی- عملکردی پردیس با مرکز شهر اراک
۸. ارائه الگوهای تغییر عرض در مسیر پردیس بر اثر کاربری ها، نقاط عطف، تغییرات شبکه دسترسی و ...
۹. طراحی فضاهای قابل الحاق به پردیس بر اساس مالکیت سازمان مسکن و شهرسازی
۱۰. ارائه الگوهای کاشت (دیوارهای سنگی، شیب ها، فضاهای استراحت، مسیر اضطراری و مسیرهای پیاده و دوچرخه، پارکینگ ها، محل بازی کودکان، نقاط کوهپایه ای، پیرامون مراکز درمانی، پوشش تاسیسات شهری، باغ آرامش، پذیرایی و ...
اثر طرح – سرانجام:
اجرای کامل این طرح می‌توانست پیوند میان مردم، شهر و گوهرهای طبیعی را تقویت کند و محلات و سایر طرح‌های سبز چندگانه شهر اراک را در یک بستر پیوسته، سرزنده و سبز به یکدیگر متصل سازد. این طرح در کاهش آلودگی و کمک به توسعه پایدار شهر نیز نقش مؤثری می‌توانست ایفا کند.
با این حال، به‌نظر می‌رسد پس از تصویب اولیه، تغییراتی در طرح و کاربری‌ها اعمال شده است تا تسهیلات بیشتری برای سرمایه‌گذاری و احتمالاً ساخت‌وساز فراهم شود.

بندرعباس: طرح بلوار ساحلی (مرحله اول)








 
خلاصه پیشنهادهای طرح:
جلوگیری از پیشرفت تخریب ساحل و تاسیسات شهری و ارتقاء کیفیت محیطی و خدمات گردشگری در ساحل شهر ، ساماندهی وطراحی شهری سیمای بلوار ساحلی (تقویت پیوند مردم و شهر با طبیعت).
پیشگفتار:
در دهه چهل گذشته برای ساماندهی سواحل، بلواری در مقابل بخش قدیمی شهر اجرا شده و برای تحکیم قسمتی از آن دیواره ای سنگی احداث شده که در سال های دهه شصت بطور دائم توسط امواج تخریب و مجددا مرمت می شده است. علاوه بر مشکل فوق، فضای سبز بلوار، محل عرضه و فروش ماهی، محل گمرک، بساطی ها و خرده فروشان، تجمع معتادین، بافت فرسوده این بخش از ساحل، منظر نامناسب بلوار ساحلی، عدم وجود تاسیسات و تجهیزات مناسب برای جذب گردشگر از جمله مسائل موجود این بخش از ساحل بوده است.
درخواست کارفرما ارائه طرح فضای سبز ساحل بوده ولی مشخص گردید که مسائل بیشماری مهمتر از فضای سبز وجود دارد که قبل از آن باید حل و فصل شود. علیرغم فقدان آمار و اطلاعات نسبت به وضعیت دریا، امواج و رفت و آمدها، مطالعات مختلف در این طرح به عمل آمد که منجر به طراحی برای طول 2500 متر در ساحل گردید (از محل بازار ماهی تا خورگور سوزان) و فشرده نتایج آن در وضع موجود عبارتست از:
۱. دیوار ساحلی موجود: حافظ بلوار ساحل، حافظ فضای سبز در مقابل امواج
۲. تخریب دیوار توسط امواج
۳. تخریب مداوم فضای سبز: نابسامانی منطقه ماهی فروشان، نابسامانی آمد و شد با قایق یا لنج، نابسامانی تمام بلوار ناشی از حضور معتادان، کارتن خواب ها، آشفتگی سیمای ساحلی، فقدان آمار، نقشه و سوابق نسبت به جذر و مد سالیانه، عدم تاسیسات و خدمات گردشگری عمومی
۴. بالا آمدن آب در بناهای مجاور خور گورسوزان ناشی از عدم امکان تخلیه آب ها
فشرده پیشنهادها ، ایده‌ها و راهکارهای طرح:
۱. طرح مارینا (حوضچه ایمن) برای قایق ها و لنج ها در محل بندر سابق گامبرون و در ارتباط با شبکه ارتباطی
۲. استفاده از مارینا علاوه بر نظم دهی به آمد و شد دریایی، برای تعدیل فشار امواج به ساحل مجاورئ
۳. دیواره جدید بتنی و قطعات بتنی برای شکستن امواج در محل های مورد نیاز
۴. جمع آوری گمرک قدیمی و اسکله مخروبه و با اندک پیشرفتگی در آب در همان بخش ها
۵. احداث یک مجموعه تجاری- اداری با استفاده از بستر جدید ایجاد شده در ردیف ۴
۶. رفع نقص فنی دیواره های خور گورسوزان برای جلوگیری از افزایش آب های زیرزمینی در مجاور دریا
۷. ایجاد فضای سبز جدید متناسب با شرایط اقلیمی و ...
۸. تبدیل بستر بلوار ساحلی به یک باغ خطی ساحلی
۹. تهیه طرح سیمای ساحلی با توجه به معماری بومی و متناسب با کاربری های موجود پیشنهادی
۱۰. انطباق حداکثر طرح با طرح های بالادست (جامع و تفصیلی) و با شرایط محیطی
 
نتیجه اداری:
طرح با وچود تغییر مدیریت ها تصویب شدولی به علت نظر معاون استاندار بعدی برای پیشروی زیاد در در یا (مشابه سواحل دبی ) ،اجرایی نگردید .چند سال گذشت ، شرکت صدرا (فعال در بنادر و در دریا ) ، گویا قراردادی با شهرداری برای اجرای مارینا بست و نقشه های طرح را از مشاور گرفت ولی شور بختانه بدون اطلاع مشاورو برخلاف طرح مارینا را در محل دیگری (محل مجتمع اداری تجاری ) انهم بصورت سنگ ریزی ونیمه تمام اجرا نمود که مدتها یکی از مشگلات شهر و اختلاف با مسئولین شهر بود.
اثر طرح - سرانجام:
در صورت اجرای کامل طرح در محلهای پیش بینی شده:
۱. امد وشد دریایی وشهری سامان مییافت
۲. بلوار ویران شده به یک گردشگاه ساحلی زیبا و سر سبز تبدیل میگردید
۳. سیمای ساحلی با طرحهای پیشنهادی که از معماری بومی مایه گرفته بود شکل میگرفت
۴. شهر و مرکز قدیمی ان به زیبایی با طبیعت دریا پیوند مییافت . (پیوند مردم ، شهر و طبیعت)
۵. اجرای این طرح‌ها به توسعه پایدار شهر بندرعباس کمک کند.

چابهار: طراحی شهری–محیطی ساحل شهر جدید تیس (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
تدوین راهبردهای توسعه پایدار گردشگری در ساحل شهر جدید تیس با تکیه بر تجارب علمی، تحلیل محیطی، و انطباق با طرح‌های منطقه آزاد چابهار
پیشینه:
The ساحل شهر جدید تیس، با وسعتی چند صد هکتاری، در جنوب شهر واقع شده و در شمال خلیج چابهار و در همسایگی ساحل منطقه آزاد قرار دارد. مطالعات قبلی این ناحیه نیز توسط همین مشاور در قالب طرح منطقه آزاد انجام شده بود.
مطالعات این طرح شامل:
۱. زمین‌شناسی و خاک‌شناسی
۲. هیدرولوژی و اقلیم
۳. پوشش گیاهی و جانوری
۴. تحلیل آلودگی‌ها و تأثیر صنایع ساحلی
۵. منظر، شهرسازی، معماری
۶. تجارب جهانی و داخلی گردشگری
۷. تحلیل اجتماعی، اقتصادی و ترافیکی
۸. تحلیل روندها، لایه‌های اطلاعاتی، فرصت‌ها و محدودیت‌ها
 
ویژگی طرح:
تدوین سه سناریوی زیست‌ محیطی برای توسعه ساحلی:
تهاجمی، اقتصادی و انطباقی. سناریو درجات متمایزی از شدت استفاده از زمین، تاب‌آوری اکولوژیکی و امکان‌سنجی توسعه را مشخص کرد.
راهبرد نهایی:
با استفاده از تحلیل یکپارچه داده‌ها، گزینه‌های پیشنهادی بر اساس سناریوی انطباقی اولویت‌بندی شد و در نهایت، راهبردها، سیاست‌ها، ضوابط و توصیه‌های اجرایی در چارچوب توسعه پایدار گردشگری تدوین و به تصویب رسید.
اثر طرح - سرانجام:
درصورت اجرای کامل طرح، شهر جدید تیس دارای ساحلی ایمن در مقابل حوادث، سلسه مراتب سامان یافته از رابطه بافت شهر تا ساحل دریا، شبکه ارتباطی کنترل شده آمد و شد، منظر سبز و سیمای سامان یافته شهری با حفاظت از ویژگی های طبیعی ساحل، گردشگاه ساحلی جذاب و انسان محور خواهد شد و به توسعه پایدار شهر جدید تیس کمک خواهد کرد.







چابهار: طراحی شهری- محیطی ساحل منطقه آزاد (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
تهیهٔ یک چارچوب راهبردی برای توسعهٔ گردشگری در چابهار، مبتنی بر:
۱. حفظ ارزش‌های طبیعی و محیط‌زیستی خط ساحلی
۲. تأمین ایمنی ساحل در برابر طوفان‌های شدید و سونامی
۳. تقویت پیوند میان مردم، شهر و طبیعت
پیشینه:
چابهار یکی از مهم‌ترین دروازه‌های ایران به اقیانوس هند است. در طول یک قرن گذشته، طرح‌های متعددی برای توسعه و فعال‌سازی این ساحل تهیه شده است، اما بسیاری از آن‌ها به اجرا نرسیده یا ناتمام رها شده‌اند. این طرح‌ها شامل موارد زیر بوده‌اند:
۱. طرح‌هایی برای استقرار ناوگان هوایی
۲. ایجاد منطقهٔ آزاد تجاری–صنعتی
۳. ابتکارات مشترک با کشورهای ذی‌نفع برای حمل‌ونقل و ارتباطات دریایی
۴. و در آخر، توسعهٔ گردشگری در مقیاس گسترده
با این حال، توسعهٔ گردشگری در مقیاس کلان نیازمند بنیانی کاملاً متفاوت از نظر فضایی، محیط‌زیستی و عملیاتی نسبت به طرح‌های بخشی گذشته است. در این مسیر باید همهٔ ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها، فرصت‌ها و تهدیدهای ویژهٔ گردشگری شناسایی و بررسی شوند، از جمله:
۱. شرایط آب‌های ساحلی
۲. ایمنی و خطرات ناشی از پدیده‌های دریایی
۳. کیفیت منظر و جذابیت بصری
و بسیاری عوامل دیگر که در مطالعات و توصیه‌های این طرح مورد توجه قرار گرفته است.
کاستی‌های طرح‌های توسعهٔ پیشین:
این پروژه با بازنگری و تکمیل طرح‌های توسعهٔ قبلی، به موضوعات و مطالعات کلیدی می‌پردازد که پیش‌تر مورد توجه قرار گرفته نشده یا تنها به شکل بسیار کلی مورد اشاره قرار گرفته بودند، از جمله:
۱. انجام مطالعات اقیانوس‌شناسی ویژهٔ ساحل چابهار
۲. بررسی سونامی‌های گذشته و ارزیابی خطر سونامی‌های احتمالی آینده
۳. تعریف دقیق و تدقیق خط ICZM (مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی) در محدودهٔ مورد مطالعه و تثبیت رسمی آن (پیش‌تر تنها یک خط کلی در طول ساحل جنوب ایران تعیین شده بود)
۴. شناسایی تعارضات میان طرح‌های جامع و تفصیلی مصوب با نیازهای یک ساحل گردشگری و ارائهٔ راه‌حل‌ها
۵. ارزیابی اثر طوفان‌های دریایی بر خط ساحلی
۶. شناسایی فعالیت‌های ناسازگار یا متضاد موجود در ساحل (با اهداف گردشگری) و ارائهٔ راهکارهای کاهش، حذف یا جابه‌جایی آن‌ها
۷. مطالعهٔ کیفیت، حرکت و گردش آب در خلیج و تأثیر آن بر آلودگی‌های خلیج چابهار
۸. برآورد جریان‌های گردشگری آینده در دهه‌های پیش‌رو میان آسیا و اروپا و مسیرهای احتمالی مورد استفادهٔ آن‌ها
۹. ارزیابی تأثیر طرح «کمربند و جاده ابریشم» چین بر مسیرهای آیندهٔ گردشگری
۱۰. تحلیل اثرات متقابل سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی در بنادر مشابه در کشورهای همسایه و منطقه
۱۱. شناسایی دلایل موفقیت سایر کشورها در جذب گردشگران بین‌المللی، به‌ویژه در سواحل مشابه چابهار از جمله: یونان، اسپانیا، ترکیه و ...
۱۲. مطالعهٔ بستر و سیمای ساحلی و نیز قوانین ساخت‌وساز در شهرهای ساحلی گردشگرمحور
۱۳. ارائهٔ ضوابط و توصیه‌های لازم برای الگوهای ساخت‌وساز ساحلی مناسب برای جذب گردشگر
ایده‌ها و راهبردهای کلیدی (خلاصه)
۱. همسو کردن توسعهٔ گردشگری با ایمنی ساحل در برابر مخاطرات طبیعی (طوفان، تغییرات سطح آب، سونامی)
۲. جلوگیری از کاربری‌های ناسازگار یا ناپایدار که با اهداف گردشگری در تضاد هستند
۳. طراحی خطوط ساخت‌وساز و الگوهای کالبدی ساحلی هماهنگ با منظر، ملاحظات محیط‌زیستی و استانداردهای بین‌المللی سواحل گردشگری
۴. افزایش سهم چابهار از گردشگری بین‌المللی به‌عنوان یک گره امن و پایدار در مسیرهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای
اثر طرح – سرانجام:
اجرای کامل این طرح می‌تواند از میزان آلودگی‌ها و ناهماهنگی‌های کاربری در نوار ساحلی بکاهد، رابطه‌ای پایدار میان منطقهٔ آزاد و دریا برقرار کند، توان گردشگری پایدار در ساحل را افزایش دهد، به ظرفیت گردشگری خلیج چابهار بیفزاید، هدف نهایی مسئولان یعنی توسعهٔ گردشگری پایدار در ساحل منطقهٔ آزاد را محقق سازد و در نهایت به توسعهٔ پایدار کل منطقه کمک کند.

همدان: طراحی شهری- محیطی دره گنجنامه (راهبردی)









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
نگهبانی و بهره‌برداری هوشمند و متناسب با توان (حفاظت فعال) از میراث طبیعی–تاریخی همدان در دره گنجنامه؛ با هدف گسترش گردشگری پایدار در این دره و دره‌های مجاور که یکی از زیباترین و کم‌نظیرترین پیوندهای میان طبیعت و تاریخ را در میان شهرهای ایران شکل داده‌اند.
هدف اصلی، ایجاد محیطی شایسته پیرامون دو کتیبه باستانی بی‌نظیر و جهانی و شکل‌دهی پیوندی پایدار میان مردم، شهر، طبیعت و تاریخ است.
«گنجنامه» نامی است که مردم با تصور وجود گنج در کتیبه‌ها به کار برده‌اند؛ حال آنکه این دو سنگ‌نوشته، در حقیقت گنج فرهنگ و تمدن ایرانِ ۲۵۰۰ سال پیش هستند. بی‌اطلاعی، بی‌مسئولیتی، و طمع برخی سودجویان، ارزش‌های منحصربه‌فرد این دره را به چالش کشیده است.
این طرح برای بررسی مشکلات، شناسایی تهدیدها، و ارائه راهکارهای حفاظت و بهره‌برداری پایدار از دره و ارتفاعات پیرامونی تهیه شد.
پیشینه:
دره گنجنامه یکی از استثنایی‌ترین دره‌های ایران است، به دلیل:
الف. وجود صدها باغ سرزنده و فعال در پهنه دره
ب. وجود آبشار زیبایی که در زمستان به‌طور کامل یخ می‌بندد و از دشت میشان به دره سرازیر می‌شود
پ. وجود دو سنگ‌نوشته ۲۵۰۰ ساله از دو شاه هخامنشی با متنی کم‌نظیر در جهان، بازتاب‌دهنده نگاه آنان به مردم و شیوه حکمرانی
در این سنگ‌نوشته آمده است:
«به نام اهورامزدا که آسمان را آفرید و زمین را آفرید و شادی را برای مردم آفرید.»
این نگاه، در قیاس با لوح‌های آشور و بابل که مملو از شرح خشونت و کشتار است، ارزش جهانی این آثار را برجسته‌تر می‌سازد.
در این طرح، مطالعات جامع از زمین و هوا و بر اساس تمامی منابع موجود انجام گرفت و راهبردها و راهکارهای زیر در چارچوب توسعه پایدار ارائه شد.
فشرده ایده‌ها، راهبردها و راهکارها:
۱. حفاظت محیط طبیعی: احیا و حفاظت یکپارچه از کل دره و به‌ویژه پیرامون کتیبه‌ها، آبشار و دشت میشان.
۲. مدیریت دسترسی: طراحی مسیر کم‌تخریب از همدان تا آثار. جلوگیری از امتداد جاده فعلی به تویسرکان.
۳. تله‌کابین: ممنوعیت کامل احداث در دره گنجنامه. پیشنهاد انتقال آن به دره مجاور (هی‌دره).
۴. حریم آثار: رعایت ضوابط میراث‌فرهنگی. جلوگیری از هرگونه ساخت‌وساز در منظر بصری آثار.
۵. ارتفاعات: جلوگیری از هرگونه تغییر مخرب در ارتفاعات مشرف. تثبیت دامنه‌ها در برابر رانش. ممنوعیت ساخت‌وساز در دشت میشان. امکان ساخت‌وساز صرفاً در ترازهای پایین‌تر و با ضوابط سختگیرانه.
۶. آمد و شد: ممنوعیت ورود خودرو به محدوده آثار. حفظ بن‌بست جاده فعلی برای حفاظت از طبیعت. حفظ بن‌بست جاده فعلی برای حفاظت از طبیعت. طراحی مسیر پیاده‌روی ایمن میان گنجنامه و میشان. بهبود دسترسی به باغ‌های درون دره. ساماندهی پیوند «مسیر شهری – طبیعت». ایجاد ارتباط میان دره‌های مجاور از فراز ارتفاعات.
اثر طرح – سرانجام:
اگر طرح مطابق آنچه تصویب شده بود اجرا می‌گردید، درهٔ گنجنامه از تمامی جهات به شکلی شایسته سامان می‌یافت:
۱. مسیرهای آمد‌وشد ایمن می‌شد و منظر پیرامون به‌صورت مناسب ساماندهی می‌گردید.
2.
باغ‌ها بر اساس دستورالعمل‌های ارائه‌شده به‌طور فعال حفاظت می‌شد.
۳. ارتباط ایمن میان دره‌ها و ارتفاعات مجاور برقرار می‌گردید.
۴. فعالیت‌های کوهنوردی و طبیعت‌گردی به‌صورت پایدار توسعه می‌یافت.
۵. ارزش‌های طبیعی محدوده، از جمله دشت میشان، آبشار، مسیر رودخانه و کوه‌های خارایی با صخره‌های عظیم‌الجثهٔ آن‌ها، حفاظت می‌شد.
۶. تله‌کابین با استقرار در درهٔ مجاور، ارتباط هوایی با دشت میشان را فراهم می‌کرد بدون آنکه موجب تخریب درهٔ گنجنامه شود.
۷. ایجاد پارکینگ تله‌کابین در درهٔ مجاور آسان‌تر، از نظر محیط‌زیستی منطقی‌تر، و بدون خطر نابودی باغ‌های موجود بود.
۸. با تجهیز دره‌های مجاور، طبیعت‌گردی به‌طور متعادل‌تری توزیع می‌شد و از فشار شدید بر درهٔ گنجنامه کاسته می‌شد.
۹. در مجموع، از تخریب درهٔ گنجنامه و همچنین دره‌های مشابه در سایر شهرها – مانند طرقبه و شاندیز و نیز دره‌های مجاور تله‌کابین تهران – جلوگیری می‌شد.
۱۰. ساماندهی پیرامون دو اثر تاریخی با شایستگی و درخور انجام می‌گرفت و نشان می‌داد که نسل ما به میراث نیاکان خود احترام می‌گذارد.
۱۱. ارتباط مردم شهر و گردشگران با این دره و دو اثر تاریخیِ بی‌همتای طبیعت و تاریخ افزایش یافته و به شکلی پایدار برقرار می‌شد.
۱۲. اجرای طرح به توسعهٔ گردشگری پایدار و تقویت اقتصاد شهر همدان می‌انجامید.
۱۳. پیوند مردم، شهر و طبیعت–تاریخ به‌صورت عملی تحقق می‌یافت.
۱۴. مجموع راهبردها، راهکارها و توصیه‌های این طرح می‌توانست به توسعه پایدار شهر همدان کمک کند.
یادآوری مدیریتی:
با وجود چشم‌اندازهای کم‌نظیر، صخره‌های گرانیتی عظیم و آثار باستانی بی‌بدیل، تصمیم‌های نادرست مدیریتی این دره را در معرض تخریب تدریجی و تبدیل‌شدن به سرنوشت بسیاری از دره‌های کشور قرار داده است.
در زمان ارائه طرح پروژه تله‌کابین هنوز آغاز نشده بود و مهندس مشاور مخالفت صریح خود را با استقرار تله‌کابین در مقابل آثار تاریخی موجود با ارائه اسناد متعدد در موارد مشابه در سراسر جهان ابراز داشت. استاندار وقت (آقای مهندس زبردست) وعده بازپس‌گیری اراضی واگذار شده در مقابل آثار تاریخی را داد، اما شوربختانه در دوره بعد (دولت احمدی‌نژاد) این وعده انجام نشد و در نتیجه:
الف. ایستگاه مبدأ تله‌کابین در بدترین محل ممکن (مقابل کتیبه‌ها) ساخته شد
ب. ایستگاه مقصد نیز در نقطه‌ای نامناسب در ارتفاعات دشت میشان اجرا شد
پ. یک سرویس‌بهداشتی بزرگ در مجاورت آثار احداث گردید
و دره گنجنامه در مقابل آثار تاریخی و آبشار طبیعی از ازدهام خودروها، حیوانات کرایه‌ای، سازه‌های ناهماهنگ ایستگاه تله‌کابین و فروشگاه‌های اجناس نا مناسب چینی انباشته گردید.
آیندگان درباره این تصمیم‌های غیرقابل دفاع قضاوت خواهند کرد.

اصفهان: ساماندهی اراضی شرق (راهبردی)








 
خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
تبدیل اراضی وسیع و آلوده جنوب‌شرق اصفهان به یک پهنه کارآمد برای ارائه خدمات شهری و بازگرداندن اراضی پالایش‌شده به مردم و شهر.
پیشینه:
بخشی از اراضی جنوب‌شرق اصفهان از یک‌سو به کوه‌های پیرامونی و از سوی دیگر به اراضی کشاورزی جنوب شهر متصل است. طی دهه‌های اخیر، این محدوده محل دفن زباله و نخاله‌های شهری بوده و کاربری‌هایی همچون کارخانه کمپوست، کارخانه آسفالت، گورستان اصفهان و تأسیسات انرژی اتمی نیز در مجاورت آن قرار دارد.
مساحت محدوده مورد مطالعه به حدود ۳۰۰۰ هکتار بالغ می‌گردد.
شهرداری اصفهان از مشاور درخواست کرد راه‌حل‌هایی راهبردی برای کاهش آلودگی‌ها، تغییر وضعیت اراضی، و فراهم‌سازی امکان بهره‌برداری بهینه از این پهنه ارائه شود.
در این راستا، مجموعه‌ای کامل از مطالعات در زمینه‌های شهرسازی، معماری، محیط‌زیست، طراحی منظر، اقتصاد شهری، انواع آلودگی‌ها و تأثیرات آنها بر شهر و پیرامون انجام شد. مهم‌ترین مسائل مرتبط با محیط‌زیست جنوب‌شرق اصفهان و عوامل آلاینده خاک، آب و هوا شناسایی گردید و راهبردهای طرح با توجه به نمونه‌های مشابه در کلان‌شهرهای جهان و در انطباق با شرایط محیطی منطقه تدوین شد.
این راهبردها برای پیگیری و اجرا در یک دوره ۲۵ ساله تنظیم گردیده است.
خلاصه ایده‌ها، راهبردها و پیشنهادهای طرح:
این موارد در چند جدول مستقل ارائه شده‌اند:
۱. کاربری‌های پیشنهادی ناحیه شهری در محدوده طرح
۲. سیاست‌های محیطی
۳. سیاست‌های توسعه شهری ـ کالبدی
۴. سه گزینه پیشنهادی طرح
۵. کاربری پیشنهادی تلفیقی
اثر طرح – سرانجام:
اجرای کامل این طرح می‌تواند اراضی وسیع منطقه را که در حال حاضر یکی از مشکلات محیط‌زیستی اصفهان به شمار می‌رود، به پهنه‌هایی مفید و عاری از آلودگی‌های موجود تبدیل کرده و به توسعه‌ی پایدار شهر کمک کند.
طرح تصویب شد و شهرداری اصفهان مراحل بعدی را پیگیری و اجرا خواهد کرد.







اصفهان: طراحی شهری–محیطی کوه صفه








 
فشرده پیشنهاد های طرح:

جلوگیری از روند تخریبی صفه ، باز پیرایی تخریب ها وجاده سازیهای انجام شده ،افزایش ایمنی دسترسیها ومسیرهای کوهستان ،افزایش کیفیت محیط ، باز سازی قلعه تاریخی شاه دژ ،ارتباط ایمن دو گوهر طبیعی یعنی کوه صفه وزاینده رود و تبدیل صفه به یکی از ارزشهای طبیعی-تاریخی آینده اصفهان (پیوند مردم ، شهر ، طبیعت و تاریخ)

کوه صفه در جنوب اصفهان قرار دارد و از چند ارتفاع بهم پیوسته تشکیل شده که حلقه وار در کنار هم قرار گرفته اند .بر فراز کوه بقایای قلعه نظامی که احتمالا در دوره ساسانیان ساخته شده وجود دارد .این کوه و قلعه نظامی آن در طول تاریخ یکی از نقاط مهم در امنیت بخش مرکزی کشور بوده است . در ارتفاع پایین تر از قله چشمه زرد و مجموعه ای از درختان چنار و...و بقایای بناهای از دوره صفویه که برای استراحت و پذیرایی خانواده سلطنتی وجود دارد وارتباط مردم با کوه از مسیر باغهای هزار جریب انجام میشد که نشانه ایست از ارتباط مردم اصفهان و این کوه به عنوان یک گردشگاه طبیعی.
از دهه های گذشته اراضی نزدیک به کوه در اختیار ارتش بوده و گویا دامنه کوه برای تمرین تیر اندازی استفاده میشده . بزرگراه کمربندی جنوب اصفهان از فاصله بین شهر و کوه عبور کرده ارتباط دیرینه مردم شهر با کوه را ناایمن نموده و همه آلودگی های این بزرگراه از جمله آلودگی های نوری، صوتی ، هوا و ناامنی اجتماعی را به طبیعت با ارزش کوه تحمیل نموده است.
مطالعات مورد نیاز طرح در همه زمینه ها انجام شد.
فشرده پیشنهاد ها ، ایده ها و راهکارهای طرح:
۱. تغییر مسیر بخش غربی بزرگراه کمربندی جنوب که موجب قطع ارتباط ایمن مردم با کوه صفه شده است.
۲. تعیین مسیر جایگزین از جنوب کوه صفه.
۳. تبدیل این بخش از بزرگراه به مسیر مناسب گردشگری که ارتباط شهر و صفه را آسان و ایمن میسازد.
۴. عدم اجرای تله کابین وتاسیسات آن در محل پیشنهادی پیمانکار و انتقال آن به اراضی میدان تیر.
۵. تغییر کاربری میدان تیر و تبدیل آن به یک مجموعه گردشگری.
۶. احداث مقصد تله کابین در خارج از حریم شاه دژ در تراز پایین تر از آن.
۷. ایمن سازی مسیرهای پیاده در معرض ریزش کوه.
۸. احیای شاه دژ و تبدیل آن به یک مرکز پذیرایی و اقامت و ورزش برای کوهنوردان و گردشگران و قابل استفاده در شبانه روز.
۹. ایجاد یک مجموعه ورزشی در طبیعت در اراضی شمال شرق صفه.
۱۰. ایجاد یک مجموعه حفاظت شده حیات وحش در اراضی مسطح بین ارتفاعات با مساحت حدود 200 هکتار.
۱۱. ایجاد ارتباط پیاده ، دوچرخه ، درشکه گردشگری بین صفه و زاینده رود ناژوان از طریق خیابانهای عمود بر صفه.
۱۲. ترمیم تخریبهای جاده سازی در مجاور چشمه پاچنار (اجرای اولین بخش پیشنهادات راهبردی).
۱۳. باز پیرایی چشمه های موجود.
۱۴. ورودی های مختلف از چهار جهت برای فعالیت های مختلف.
۱۵. ایجاد یک فضای برگزاری کنسرت موسیقی در هوای آزاد و مشرف به شهر اصفهان.
اثر طرح – سرانجام:
در صورت اجرای کامل طرح، کوه صفه پس از سال‌ها جدایی بار دیگر به اصفهان پیوند می‌یابد و ارتباط ایمن مردم و شهر با طبیعت برقرار می‌شود. سه گوهر طبیعی اصفهان ــ زاینده‌رود، پردیس ناژوان و کوه صفه ــ به‌وسیله‌ی بسترهایی سبز به یکدیگر متصل می‌شوند. میدان تیر ارتش به مجموعه‌ای گردشگری تبدیل خواهد شد، آلودگی‌های متعددی که به‌سبب بزرگراه کمربندی ایجاد شده برطرف می‌گردد و کوه صفه همانند پردیس کوهسنگی مشهد به پردیسی زیبا و گسترده از باغ‌هایی با کارکردهای ورزشی، تفریحی، طبیعی و… دگرگون می‌شود. این مجموعه در تمام ساعات شبانه‌روز در خدمت مردم اصفهان و گردشگران سراسر کشور خواهد بود و به یکی از ارزش‌های آینده‌ی اصفهان بدل می‌گردد. در نتیجه، ایده‌ی پیوند مردم، شهر و طبیعت در اصفهان به‌صورت عملی تحقق می‌یابد و به توسعه‌ی پایدار شهر کمک خواهد کرد.
پس از تصویب طرح، بخشی از آن ــ شامل چشمه‌ی پاچنار و خاچیک و خانه‌ی زاگرس ــ طراحی و با نظارت طراح تا مرحله‌ای نزدیک به تکمیل اجرا شد؛ اما با تغییر مدیریت‌ها، مراحل بعدی پیگیری نشد.
شوربختانه، در اینجا نیز همانند دره‌ی گنجنامه‌ی همدان، محل ایستگاه آغاز و پایان تله‌کابین توسط سازندگان در نقاطی نامناسب اجرا شد.

کرمان: طراحی شهری- محیطی قلعه اردشیر - قلعه دختر (راهبردی)









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
ساماندهی زمین های پیرامون دو قلعه و پیشنهاد ارتباط ارتفاعات شرق شهر و جنگل تاغ از طریق زمین های اطراف و قلعه ها تا میدان مجاوز بازار شهر
ارتباط و امتداد طبیعت تا بازار-پیوند مردم ، شهر وطبیعت.
پیشینه:
این دو قلعه در حال حاضر به صورت نیمه مخروبه است. قلعه دختر از دوران مادها و قلعه اردشیر از دوره ساسانیان به جای مانده است . نامگذاری قلعه بنام دختر (دست نیافتنی) نشان از استحکام برج و باروهای قلعه و عدم امکان فتح آن توسط مهاجمین بوده است.
طرح راهبردی دربرگیرنده:
شناخت امکانات و محدودیت ها فرصت ها و تهدیدهای این دو قلعه و پیرامون آن و برطرف کردن تعارضات موجود و ارتقاء کیفیت محیطی منطقه است.
در پیرامون این دو قلعه ساخت و سازهای خارج از ضوابط و به صورت گسترده صورت گرفته که در مواردی حرایم آثار را نیز در بر گرفته است. مطالعه همه جانبه طبیعی، تاریخی، اجتماعی، شهرسازی و غیره به عمل آمد و یکی از امکانات مهم، ارتباط و تلفیق ارتفاعات مجاور (صاحب الزمان) و فضای سبز دست کاشت و گسترده در اراضی پایکوهی ان با پیرامون دو قلعه و امکان امتداد تا میدان مجاور بازار قدیمی شهر تشخیص داده شد.
فشرده ایده ها ، راهبردها و راهکارها:
در چارچوب امکان فوق محدوده دو قلعه، فضای سبز موجود، یکی دو اثر تاریخی مجاور، مجموعه فضای سبز از طریق معابر متناسب سواره و فضاهای مشجر پیاده به یکدیگر پیوند داده شد که در صورت اجراء شهر کرمان ضمن بازپیرایی دو قلعه مزبور و آباد کردن آنها برای استفاده گردشگری، وصل آنها از یک طرف به مرکز اقتصاد شهر (بازار قدیم) و از طرفی دیگر به فضای سبز گسترده دستکاشت موجود و ارتفاعات صاحب الزمان تسهیلات لازم را برای ارتباط بستر یکنواخت شهر کرمان به ارتفاعات و فضای سبز و دو اثر تاریخی و طبیعت، تحولی در ارتقاء کیفیت و ارزش های محیطی این بخش قدیمی شهر به وجود می آورد.
اثر طرح – سرانجام:
با اجرای کامل این طرح، ساختاری نوین در شهر کرمان شکل خواهد گرفت؛ ساختاری که در بستری سبز و همراه با فعالیت‌های ورزشی و گردشگری، پیوند میان مردم و شهر را با طبیعت و گوهرهای طبیعی و تاریخی — شامل کوه‌های شمال شهر، جنگل دست‌کاشت، و دو قلعهٔ تاریخی — برقرار می‌سازد. این مجموعه نقش مهمی در تقویت توسعهٔ پایدار شهری خواهد داشت.
پس از تصویب طرح، ادامهٔ مراحل اجرایی بر عهدهٔ شهرداری کرمان قرار گرفت.

خرم‌آباد: طراحی شهری- محیطی منطقه کوهستانی کیو (راهبردی)









فشرده پیشنهاد های طرح:
تبدیل اراضی تخریب شده ساحل رودخانه و ارتفاعات مجاور به یک مجموعه سبز گذران اوقات فراغت مردم و ایجاد جاذبه گردشگری برای شهر و راه حل هایی برای چشمه های شهر (پیوند مردم ، شهر و گوهر های طبیعی)
پیشینه:
شهر خرم آباد از جهات مختلفی یک شهر ویژه در کشور است که از جمله عمر چندهزارساله، طبیعت بی نظیر کوه ها در اطراف آن، رودخانه پر آب در وسط، چشمه های متعدد در سطح شهر که بر خرمی و آبادی نام شهر گواهی می دهد.
پس از انقلاب ۵۷ به ویژه پس از جنگ ۸ ساله جمعیت زیادی از نقاط مختلف استان در شهر ساکن شدند و طبعاً در شرایط امکان این جمعیت، از برنامه ریزی و توجه به ارزش های طبیعی تا حدودی غفلت شد. به عنوان مثال به چشمه های درون شهر می توان اشاره نمود. زیرا طرح های جامع و تفصیلی تهیه شده برای این شهر می توانست بر اساس حضور چشمه ها و حرکت آب روان در خیابان ها و گردشگاه ها در نقاط مختلف شهر برنامه ریزی شود و خرم آباد یکی از چندین شهر ایران باشد که در همه جا طراوت حضور آب روان و پاک چشمه ها به چشم می خورد.
یکی از قدیمی ترین چشمه ها گرداب سنگی است که متاسفانه بر فراز آن خانه های بی رویه ساخته شده و چشمه پاک با فاضلاب آلوده شده و دیگر چشمه ها نیز کم و بیش این چنین اند و شهرداری بدون توجه به ارزش آب روان، آنها را در لوله های بتنی داخل و به صورت آب زائد به رودخانه می ریزد. در طرح منطقه کیو به این ارزش ها و میراث طبیعی شهر پرداخته و اشاره شده. 
فشرده ایده ها، راهبردها و راهکارها:
۱. هویت بخشی تاریخی- طبیعی شهر خرم آباد در مقیاس شهری کلان با تاکید بر سه عنصر اساسی شهر:
الف. تپه کیو در شمال
ب. فلک الافلاک در مرکز
پ. طاق پل شکسته در جنوب
۲. تنظیم ساختار فضای باز- سبز شهر خرم آباد در مقیاس کلان:
الف. ایجاد پیوستگی بین تپه کیو و کمربند سبز کوهستانی در دامنه های شرقی و غربی شهر
ب. ایجاد محور سبز شمالی- جنوبی به عنوان پیوند دهنده تپه کیو، فلک الافلاک و طاق پل شکسته با استفاده از خیابان های مشجر موجود و توسعه پارک خطی در حاشیه رودخانه خرم آباد
پ. طراحی و تجهیز مظهر چشمه های موجود شهر و پیوستگی بین آنها با احداث جویبارهای طبیعی به هم پیوسته در سطح شهر

۳. پروژه های پیشنهادی طرح راهبردی:
این مجموعه شامل ۶۴ پروژه است که همگی در راستای تحقق ایده‌های کلان یادشده طراحی شده‌اند، از جمله:
الف. توسعه‌ی فضای سبز پیرامون رودخانه،
ب. گسترش پوشش سبز از بدنه‌ی رودخانه به شبکه‌های ارتباطی اطراف و فضاهای رهاشده در مسیر،
پ. ایجاد ساختاری به‌هم‌پیوسته از فضاهای باز و سبز جدید در پیوند با خیابان‌های پردرخت موجود، به‌منظور زنده‌سازی معنای واقعی نام شهر «خرم‌آباد»، یعنی خرمی، آبادانی، و پیوند دوباره‌ی مردم، شهر و طبیعت.
اثر طرح – سرانجام:
طرح تصویب و بخشی از آن در ارتباط با رودخانه در محدوده کیو اجرا شد. با این تفاوت که در پیشنهادها فضای سبز با حجم اصلی درختکاری و باغسازی مورد نظر بود، در حالی که آنچه به اجرا درآمد، فضای سبز به صورت چمن و منظر ثابت است و در هر حال همین اقدام هم قابل احترام است.







خرم‌آباد: طراحی شهری -محیطی ورودی و محور عبوری (راهبردی، طراحی - اجرایی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
بازپیرایی و ساماندهی مسیر و تغییر کاربری از خدمات بین راهی حمل و نقل به یک خیابان سرزنده با مسیرهای پیاده، درخت و سبزه و آب روان، فعال در روز وشب، همراه با ارتباط سامان یافته با ارتفاعات پیرامون و نقاط مهم شهر برای افزایش توان گردشگری خرم آباد ( پیوند مردم ، شهر وطبیعت)
پیشینه:
خرم‌آباد، شهری با پیشینه‌ای کهن، در دره‌ای در لرستان واقع شده است؛ نام آن یادآور خرمی و آبادی است.
این شهر پیوندی چشمگیر میان گوهرهای طبیعی پیرامون خود برقرار کرده است: کوه‌ها، دشت‌های پایکوهی، دره‌ها، رودخانه‌ها، چشمه‌های فراوان و درختان کهنسال. این عناصر طبیعی، اگر با رویکرد «حفاظت فعال»—یعنی نگهداری همراه با بهره‌برداری هماهنگ با طبیعت—مدیریت شوند، می‌توانند خرم‌آباد را به یکی از شهرهای الگو و نمونه ایران تبدیل کنند.
خرم‌آباد در میانه مسیر ارتباطی شمال–جنوب کشور قرار دارد، اما محور اصلی عبوری شهر به‌تدریج به فضایی آشفته و نازیبا برای خدمات و ترافیک بدل شده است. محدوده مورد نظر برای طراحی، طولی برابر با ۱۷ کیلومتر و عرضی معادل ۱۰۰ متر دارد، هرچند در مجاورت کوهستان، طراحی می‌تواند تا ارتفاعات گسترش یابد و در حوزه زیست‌محیطی نیز بسته به نیاز از محدودیت عرضی آزاد باشد.
فشرده ایده ها، راهبردها و راهکارها:
۱. بازپیرایی بستر و بدنه ها
۲. تغییر کاربری محور از خدمات و تعمیرات حمل و نقل به گردشگری
۳. جانمایی فعالیتهای هماهنگ با گردشگری در مسیر
۴. ساماندهی شبکه های ارتباطی با شهر
۵. ساماندهی شبکه پیاده ایمن همراه مسیر دوچرخه و نابینایان
۶. ایجاد فضای سبز و آب روان همانند خیابانهای قدیمی شهر
۷. ساماندهی و افزایش ارزش منظر شهری بدنه ها
۸. طراحی ویژه پیوند کاربریها با صخره های موجود
۹. افزایش جایگاه و منظر بناهای تاریخی از منظر مسیر
۱۰. ساماندهی محور های پیاده به ارتفاعات مجاور و مسیر های شهری
۱۱. پیوند زمینهای پراکنده رها شده به پیاده رو ها
۱۲. پیوند پارکها و فضای سبز حاشیه ای به مسیر
۱۳. پیش بینی یک مسیر تراموا
۱۴. پیش بینی محل نصب تندیسهای تاریخی
۱۵. نورپردازی جاذب برای شب
اثر طرح – سرانجام:
طرح‌های اجرایی تصویب گردید و قسمتی از آن در میدان شقایق به اجرا درآمد و اجرای طرح توسط شهرداری انجام می‌گیرد.
امید است با اجرای کامل طرح این محور به یکی از ارزش‌های پایدار شهر خرم‌آباد تبدیل گردد و به توسعه پایدار شهر خرم‌آباد یاری رساند.

کیش: ساماندهی ساحل شرقی - ۲۲ محور عمود بر دریا (راهبردی)









فشرده پیشنهاد های طرح:
آشتی دادن شهر و مناطق تجاری با دریا و توسعه گردشگری ساحلی در روز و شب (پیوند مردم ،شهروطبیعت)
پیشینه:
در دههٔ پنجاه، جزیرهٔ کیش به‌عنوان یک مرکز تفریحی–توریستی برای اقشار مرفه برنامه‌ریزی، طراحی و اجرا شده بود. اما پس از تحولات ناشی از انقلاب و جنگ، این جزیره به‌عنوان منطقهٔ آزاد اعلام شد و در نتیجه سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای احداث مجموعه‌های تجاری در آن شکل گرفت. طی سه دههٔ اخیر نیز استقبال روزافزون مردم از سفرهای گردشگری و اقامت در کیش موجب شد تا موج جدیدی از ساخت‌وسازها، به‌ویژه در حوزهٔ مجموعه‌های مسکونی و هتل‌ها، آغاز گردد.
با وجود ویژگی‌های طبیعی ارزشمند و چشم‌اندازهای زیبای ساحلی کیش، در برنامه‌ریزی‌های نخستین و حتی دوم، توجه شایسته‌ای به این ظرفیت‌های طبیعی صورت نگرفت؛ تا آنجا که یک کشتی یونانیِ به‌گل‌نشسته به مهم‌ترین جاذبهٔ ساحلی جزیره تبدیل شد.
برای جبران این کاستی‌ها، نخستین گام، ساماندهی ساحل شرقی کیش در نظر گرفته شد؛ اقدامی که علاوه بر ارائهٔ راهکارهایی برای ارتقای کیفیت ساحل، امکان تقویت ارتباط میان شهر، مردم و گردشگران با دریا را نیز فراهم می‌سازد.
فشرده راهبردها و راهکارها:
۱. حداکثر آزادسازی اراضی ساحلی از ابنیه و فعالیت های مغایر با گردشگری
۲. ایجاد ارتباط بین فضاهای باز و سبز با ساحل
۳. پهنه بندی فعالیت های دریایی و هماهنگ سازی ساحل با این فعالیت ها
۴. تعیین نقاط عطف و مهم از نظر منظر ساحلی و شهری
۵. پیشنهاد طراحی و ساخت نشانه ها در نقاط عطف
۶. تنظیم فضاهای مناسب برای برگزاری مراسم و رویدادها
۷. باز کردن مسیر دید از نقاط مختلف شهری به سوی ساحل
۸. تنظیم و ارتقاء کیفیت ۲۲ محور عمود بر دریا
اثر طرح – سرانجام:
اثر طرح – سرانجام: در صورت اجرای کامل طرح، شهر با طبیعت (دریا و ساحل) آشتی می‌کند و پیوند گسستهٔ میان شهر و طبیعت دوباره برقرار می‌شود؛ امری که به توسعهٔ پایدار جزیرهٔ کیش کمک خواهد کرد.
پس از تصویب طرح، ساماندهی و بهسازی بستر در دو خیابان عمود بر دریا اجرا شد.

مشهد: مطالعات راه ابریشم - از مشهد تا شهر جدید بینالود (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
بازپیرایی و بازیابی بستر، افزایش چونی مسیر تاریخی راه ابریشم ، روستاها و بناهای تاریخی موجود در آن ، با هدف افزایش توان گردشگری استان ، مشهد و نیشابور توسط شهر جدید بینالود در میانه راه.( پیوند مردم ، شهرها با طبیعت و تاریخ )
پیشینه:
راه ابریشم یکی از کهن‌ترین مسیرهای ارتباطی میان شرق آسیا و اروپا بوده و طی چندین سده نقش مهمی در تبادل فرهنگی، اقتصادی و تجاری داشته است. بخش‌هایی از این مسیر تاریخی در ایران کنونی نیز از توس و نیشابور عبور می‌کرده است. در سال‌های اخیر، با تلاش چین برای بازسازی و احیای این مسیرها با اهداف سیاسی–اقتصادی، کشورهایی که در امتداد این راه قرار دارند فعالیت‌های چشمگیری را آغاز کرده‌اند؛ فعالیت‌هایی که می‌تواند زمینه‌ساز توسعه و رونق گردشگری باشد.
مطالعات این طرح، همانند سایر طرح‌های مشابه، در حوزه‌های محیط‌زیست، دید و منظر، زمین‌شناسی، خاک‌شناسی، پوشش گیاهی، فضای سبز، هیدرولوژی، آمدوشد، شهرسازی، معماری، تاریخ، جامعه‌شناسی گردشگری، اقتصاد، تأسیسات زیربنایی و نمونه‌های موفق خارجی انجام گرفته است.
فشرده ایده ها، راهبردها و راهکارها:

دو الگوی توسعه گردشگری ارائه شده است:
الگوی نخست: مبتنی بر توسعه گردشگری با حداقل مداخله و کمترین نفوذ در بافت طبیعی و تاریخی.
الگوی دوم: مبتنی بر تمرکز و تجمیع عناصر مهم گردشگری به‌منظور ایجاد نقاط شاخص و جاذبه‌های متمایز.
اثر طرح – سرانجام:

اجرای کامل این طرح می‌تواند موجب ارتقای کیفیت روستاها و مسیر ارتباطی شود. همچنین زمینه‌ساز توسعه گردشگری بین‌شهری خواهد بود و می‌تواند در چارچوب مسیر راه ابریشمِ دولت چین، به‌عنوان بخشی از یک پروژه گردشگری بین‌المللی مطرح شود. این طرح تصویب شده و از سوی استانداری پیگیری خواهد شد.







مشهد: توسعه گردشگری در دره‌های طرقبه و شاندیز و… (راهبردی)









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
مطالعات توسعهٔ گردشگری در دره‌های طرقبه–شاندیز و ارتفاعات مرتبط، با هدف احیا و حفظ ارزش‌های طبیعی این شهرها، بازپیرایی رودخانه‌ها و سایر ارزش‌های طبیعی–تاریخی–معماری، به‌عنوان پایهٔ توسعهٔ پایدار انجام شد. همچنین تجهیز سایر دره‌های بینالود برای توسعهٔ گردشگری پایدار و طبیعی، با هدف کاهش فشار بر دره‌های طرقبه و شاندیز، مدنظر قرار گرفت.
توسعهٔ ورزش کوه‌پیمایی از طریق ایجاد ارتباط تجهیزشده میان دره‌های شمالی و جنوبی بینالود (از فراز ارتفاعات)، جلوگیری از ساخت‌وسازهای مغایر با محیط‌زیست ـ به‌ویژه در محدودهٔ دره‌ها و ارتفاعات ـ ارائهٔ الگوهایی برای اقدامات اضطراری در بستر طرح، و تأکید بر ارزیابی اثرات محیط‌زیستی برای پروژه‌های متوسط و بزرگ، از دیگر محورهای این مطالعات به‌شمار می‌آید.
پیشینه:
توسعهٔ گردشگری در دره‌های طرقبه–شاندیز و ارتفاعات پیرامونی، بر پایهٔ احیا و حفظ ارزش‌های طبیعی این شهرها، بازپیرایی رودخانه‌ها، و صیانت از سایر میراث طبیعی–تاریخی–معماری. هدف اصلی، ایجاد توسعهٔ پایدار شهری و تقویت پیوند میان مردم، شهر و گوهرهای طبیعی است. همچنین توان و امکانات هر یک از دره‌ها می‌تواند در حمایت و تقویت یکدیگر به کار گرفته شود.
طرقبه و شاندیز دو نام آشنا برای گردشگران و زائران مشهد هستند. علاوه بر این دو شهر، روستاهای زیبایی در سایر دره‌های اطراف مشهد قرار دارند، از جمله مایان، زشک، گنگ، ابرده، مغان و... همگی در دامنه شمالی رشته‌کوه بینالود واقع شده‌اند.
در دهه‌های اخیر، هجوم ساخت‌وساز توسط سرمایه‌گذاران در درون دره‌ها و ارتفاعات مشرف به آنها، مشکلات زیست‌محیطی قابل توجهی ایجاد کرده بود. به همین دلیل، استانداری خراسان تصمیم گرفت برای ساماندهی این منطقه و برنامه‌ریزی توسعهٔ گردشگری پایدار، یک طرح راهبردی با عنوان «طرح گردشگری طرقبه–شاندیز» تدوین کند. وسعت محدودهٔ مطالعاتی حدود ۶۰۰ کیلومتر مربع (۶۰٬۰۰۰ هکتار) است.
پس از انجام مطالعات پایه در زمینه‌های زمین‌شناسی، منابع آب و اقلیم، خاک‌شناسی، پوشش گیاهی، سیما و چشم‌انداز، محیط زیست، ارزیابی توان اکولوژیک و ظرفیت برد منطقه*، منابع و جاذبه‌ها، معماری، اقتصاد، آثار تاریخی و فرهنگ، روندهای گردشگری، سازمان و مدیریت، تشکیلات و زیرساخت‌ها، وضعیت موجود تحلیل شد. در این مرحله، روندهای جاری، امکانات و فرصت‌ها، محدودیت‌ها و تهدیدها مشخص گردید و اهداف کلان فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای و همچنین راهبردهای متناظر تدوین شد. در ادامه، اهداف خرد و سیاست‌های اجرایی تنظیم گردید.
طرح راهبردی کلان شامل موارد زیر بود:
۱. ساختار اصلی شبکهٔ ارتباطی
۲. پهنه‌بندی عملکردی و محیط‌زیستی
۳. محدوده‌های تفرج گسترده و متمرکز
۴. محدوده‌های حفاظت
۵. حوزه‌های راهبردی برنامه‌ریزی
۶. تعریف ۳۴ پروژهٔ طراحی و احداث در مقیاس کلان همراه با تعیین اولویت‌های تدوین و اجرا
۷. همچنین ضوابط و مقررات هر حوزه تنظیم و ارزیابی اثرات محیط زیستی انجام شد.
در مقیاس میان‌دره‌ای (میانی)، ساختار گردشگری برای شهرهای طرقبه و شاندیز ارائه گردید و به همراه آن، الگوهای معماری، شهرسازی، سیویل، معماری منظر و ... متناسب با محیط برای فعالیت‌های عمرانی در دست اجرا تدوین شد. همچنین پیشنهادهایی برای ایجاد تعادل در جریان گردشگری میان دره‌های مختلف مشهد مطرح گردید.
 
یادآوری:
در طرح‌هایی از این دست، ارزیابی توان اکولوژیک، ظرفیت برد منطقه و سایر ملاحظات زیست‌محیطی باید به‌عنوان پایهٔ تصمیم‌گیری انجام گیرد و در نهایت، پروژه‌های معرفی‌شده باید ارزیابی اثرات محیط زیستی شوند تا از تکرار خطاهای بزرگی مانند پروژهٔ «پدیده شاندیز»—که بدون سنجش اثرات واقعی ساخته شد و عملاً در تضاد با توسعهٔ پایدار منطقه است—جلوگیری شود.
اثر طرح – سرانجام:
طرح به تصویب رسیده و مقرر شد به‌عنوان مبنای اقدام و اجرا در محدوده تعیین‌شده مورد استفاده قرار گیرد. در صورت اجرای کامل راهبردها، راهکارها و برنامه‌های پیش‌بینی‌شده، توسعه‌ی گردشگری پایدار در محدوده‌ی طرح قابل تحقق خواهد بود و در مجموع به توسعه پایدار سه شهر کمک خواهد نمود.







مشهد: طرح نوسازی و بازسازی پیرامون حرم حضرت رضا(ع) – (بررسی راهبردی)









فشردهٔ پیشنهادهای مطالعاتی:
تغییر رویکرد از نوسازی به بازسازی
پیشینه:
در طرح نوسازی و بازسازی پیرامون حرم مطهر مشهد، مهندس مشاور در مقیاسی کلان و در مرکز یک شهر تاریخی، دستور تخریب و نوسازی گسترده‌ای را صادر کرده است. این مطالعه پیامدهای چنین تصمیمی را بررسی کرده و راهکارهایی برای خروج از وضعیت بحرانی موجود ارائه می‌کند.
بازگویی:
شهر مشهد در طی قرن‌ها دستخوش دگرگونی‌های فراوان بوده است. آخرین تحول عمده پیش از انقلاب ۱۳۵۷، در محدوده‌ای حدود ۵۰ هکتار رخ داد؛ در این طرح، با تخریب بخش‌های پیرامونی حرم و احداث دیواری بلند توسط مدیریت استاندار وقت، آقای ولیان، ارتباط طبیعی و تاریخی میان حرم و بافت شهری دچار گسست جدی شد. این دیوار، به‌گونه‌ای عملکردی مشابه دیوار بتنی جداکنندهٔ برلین شرقی و غربی پیدا کرد؛ در حالی که در طول تاریخ، رابطهٔ مردم و شهر با حرم رابطه‌ای نزدیک، زنده و پیوسته بوده است.
پس از انقلاب، اقداماتی برای ساماندهی ترافیک اطراف حرم انجام شد و در دههٔ هفتاد، قراردادی با یک شرکت مهندسی مشاور (طاش) برای تهیهٔ طرح «نوسازی و بازسازی پیرامون حرم» منعقد گردید.
این طرح در محدوده‌ای حدود ۳۰۰ هکتار تدوین و در سال ۱۳۷۵ تصویب شد. شهرداری مشهد، اصلی‌ترین نهاد مرتبط با این طرح، در ابراز نظر کارشناسی دربارهٔ نتایج و پیامدهای آن با دشواری‌هایی روبه‌رو بود؛ ازاین‌رو از مشاور بافت شهر خواسته شد طرح را بررسی و ارزیابی کند.
اینجانب، به‌عنوان مدیر مطالعات و طراحی بافت شهر، مسئولیت این بررسی را برعهده گرفتم و برای همکاری، از چند تن از صاحب‌نظران رشته‌های مختلف دعوت به عمل آمد؛ از جمله آقایان احمد سعیدنیا (شهرساز)، فریدون دژدار (ترافیک)، زنده‌یاد فریبرز رئیس‌دانا (اقتصاد)، زنده‌یاد مهدی‌زاده (پژوهشگر اجتماعی) و کیومرث مسعودی (پژوهشگر اجتماعی). علاوه بر بررسی گزارش‌های طرح، از مشهد بازدید کردیم و جلساتی با مسئولان طرح، مدیران شهرداری و ساکنان منطقه برگزار شد. جمع‌بندی این فعالیت‌ها در قالب گزارشی مدون تهیه و به شهرداری و استانداری ارائه گردید. همچنین نتایج مطالعات در جلسه‌ای رسمی با حضور شهردار و استاندار وقت مطرح شد.
خلاصهٔ گزارش در ۱۲ صفحه تنظیم و ارائه شد که در اینجا نیز قابل دسترسی است. چکیدهٔ یافته‌ها در ۱۰ محور و توصیه‌ها و پیشنهادها در بند ۱۱ گزارش گردآوری شده‌اند.
در ردیف ۱۰ – پیامدهای اجرایی طرح نوسازی – آمده است:
الف. در طول دورهٔ نوسازی (حدود ۱۵ سال)، مرکز شهر مشهد به کارگاهی عظیم برای تخریب و ساخت‌وساز تبدیل خواهد شد.
ب. تضعیف اختیارات شهرداری در نظارت بر فعالیت‌های عمرانی مرکز شهر، موجب تشدید آشفتگی و بلاتکلیفی در این محدوده خواهد شد. با نامشخص بودن منابع درآمدی، شهرداری قادر به ارائهٔ خدمات و مدیریت شرایط نخواهد بود و وضعیتی ایجاد می‌شود که به‌عنوان تجربه‌ای منفی در عرصهٔ عمران شهری و نوسازی مراکز شهرهای ایران ثبت خواهد شد.
پ. مشکلات اجرایی ناشی از تجمیع قطعات، فشارهای اجتماعی و پیچیدگی‌های اداری قابل‌توجهی برای شهرداری و شرکت مجری به‌وجود خواهد آورد.
در بخش توصیه‌ها، موارد زیر پیشنهاد شده بود:
۱. تغییر رویکرد از «نوسازی» به «بهسازی»
۲. استقرار سیستم ارزیابی مستمر
۳. حفظ حدود و اختیارات نهادهای مسئول
۴. تشکیل شورا یا کمیسیونی متناسب با اهمیت ملی طرح
 
اثر طرح – سرانجام:
اگر توصیه‌ها و راهکارهای ارائه‌شده در گزارش مطالعات این طرح مبنای عمل قرار می‌گرفت و به‌جای «نوسازی»، «بازسازی» انجام می‌شد، مرکز شهر مشهد با تنگناها و شرایط غیرقابل‌قبول کنونی روبه‌رو نمی‌گردید و توسعه پایدار مرکز شهر مشهد امکان‌پذیر می‌گشت.
با تأسف، روند تشدید مشکلات مرکز شهر ــ همان‌گونه که در مطالعات بارها یادآوری شده بود ــ ادامه یافت. اکنون، پس از حدود ۳۰ سال و به‌گفتهٔ مسئولان، کارشناسان و مردم، حتی پس از چندین اصلاح و تعدیل در طرح مشاور، وضعیت کارگاهیِ تخریب و ساخت‌وساز همچنان پابرجاست و طرح هرگز به نتیجهٔ مطلوب نرسیده است؛ تا آنجا که هویت مرکز شهر مشهد به‌شدت آسیب دیده و عملاً از میان رفته است.







مشهد: طرح منطقه کوهسنگی (راهبردی)









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
با توجه به شرایط، امکانات و محدودیت‌های موجود در پیرامون منطقهٔ کوهسنگی، پیشنهاد شد که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فعلی، ساختاری سبز و پیوسته از جنوب مشهد ـ از فرودگاه تا باغ وکیل‌آباد ـ شکل گیرد. این محور سبز می‌تواند به‌عنوان یکی از ارزشمندترین عناصر طبیعیِ مؤثر در توسعهٔ پایدار، کیفیت زیست‌محیطی شهر را ارتقا داده، فضاهای پراکنده و منفصل شهری را به یکدیگر متصل کند و پایداری آن‌ها را افزایش دهد. همچنین این دالان سبز، فرودگاه را به دره‌های زیبا و شناخته‌شدهٔ جنوب مشهد متصل کرده و ظرفیت‌های گردشگری شهر را تقویت می‌نماید؛ و در نهایت، پیوندی دوباره میان مردم، شهر و گوهرهای طبیعی برقرار می‌سازد.
پیشینه:
منطقهٔ کوهسنگی در جنوب مشهد، برای سال‌های طولانی خارج از محدودهٔ شهر قرار داشت. احداث باشگاه کوهسنگی و استخر بزرگ آن ـ که منابع اصلی آبیاری بسیاری از درختان خیابان‌های مشهد بود ـ به‌همراه ایجاد خیابان مشجر و زیبای کوهسنگی در دورهٔ رضا شاه توسط شادروان اسدی، به‌تدریج مسیر توسعهٔ شهر را به سمت کوهسنگی هدایت کرد. با احداث کمربندی جنوبی مشهد و عبور آن از پشت دو کوهِ خارایی کوهسنگی، کاربری‌های تأسیساتی و تجهیزات شهری در آن مستقر شد و بخش‌هایی از اراضی نیز به پادگان‌های نظامی اختصاص یافت.
مطالعهٔ این پهنه در مقیاس کلان نشان داد که می‌توان مجموعه‌ای از فضاهای سبز بزرگ و پراکندهٔ مشهد را به یکدیگر پیوند زد و ساختار سبز یکپارچه‌ای در جنوب شهر ایجاد کرد. این فضاها از غرب به شرق عبارت‌اند از:
۱. وکیل‌آباد
۲. کاسه پرتوی
۳. جادهٔ وکیل‌آباد (با درختان توت کهنسال و آب جاری قنات وکیل‌آباد که سال‌ها مسیر اصلی گردشگری مشهد به سمت ارتفاعات و دره‌های جنوب‌غربی بوده است)
۴. پارک ملت مشهد
۵. پردیس دانشگاه مشهد
۶. باغ ۲۰۰ هکتاری ملک
۷. باغ تلویزیون
۸. کوهسنگی
۹. اراضی پادگان لشکر ۸۸ (که در آینده تخلیه خواهد شد)
۱۰. فضای سبز جنوب فرودگاه مشهد
اثر طرح – سرانجام:
در این طرح پیشنهاد شده است که با اتصال این فضاهای سبز بزرگ و جداافتاده از مسیر جادهٔ وکیل‌آباد و سپس باغ ملک، باغ تلویزیون و کوهسنگی، و با آزادسازی اراضی پادگان در سطحی حدود ۲۰۰ هکتار، یک دالان سبز پیوسته و منسجم شکل گیرد. این دالان نه‌تنها فضاهای سبز منفرد را تقویت می‌کند بلکه محور سبز «فرودگاه–وکیل‌آباد» را به‌عنوان طولانی‌ترین محور سبز گردشگری کشور ـ با بیش از ۳۰ کیلومتر طول ـ به وجود می‌آورد.
جادهٔ وکیل‌آباد روزگاری می‌توانست همانند گذشته کارکرد گردشگری خود را حفظ کند؛ مسیری مرکزی با کاربری ویژهٔ پیاده‌روی، دوچرخه، درشکه و فعالیت‌های ورزشی طراحی شود و حتی یک خط تراموای گردشگری در امتداد آن پیش‌بینی گردد. بدین ترتیب، یکی از ارزش‌های گردشگری مشهد محافظت شده و جایگاه آن ارتقا می‌یافت و بستر سبز موجود پیوند میان مردم، شهر و گوهرهای طبیعی را تقویت کرده و به توسعهٔ پایدار شهر کمک می‌کرد. اما با احداث مترو در سطح زمین، سرعت و حجم تردد افزایش یافت و این مسیر به محوری ترافیکی و پرسرعت با چندین تقاطع غیرهمسطح تبدیل شد که کارکرد گردشگری آن را کاهش داد. با این حال، حتی در شرایط کنونی نیز اجرای ایدهٔ «دالان سبز» همچنان ضرورتی مهم و قابل پیگیری برای آیندهٔ شهر است.







مشهد: طرح منطقه وکیل‌آباد (راهبردی)









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
بررسی امکان اتصال ارزش‌های طبیعی پراکنده در مسیر رود–درهٔ طرقبه به یکدیگر، برای تشکیل یک بستر ممتد سبز و جویباری از ارتفاعات بینالود تا درون بافت شهری مشهد، با اتصال بند گلستان، باغ–درهٔ وکیل‌آباد، کاسهٔ پرتوی و کال چهل‌بازه. (پیوند مردم، شهر و با طبیعت)
پیشینه:
باغ وکیل‌آباد با وسعت حدود ۷۰ هکتار توسط شادروان حسین ملک وقف مردم شده و به شهرداری مشهد واگذار گردیده است. موقعیت این باغ در انتهای درهٔ طرقبه و در آستانهٔ ورود به شهر مشهد قرار دارد و از آب رودخانهٔ طرقبه بهره‌مند است. برای تأمین آب باغ، یک رشته قنات احداث شده که در دو تراز وارد باغ می‌شود، اما متأسفانه بخشی از آن توسط مردم در طول مسیر به‌طور غیرقانونی برداشت می‌شود.
این طرح در دو مقیاس مورد مطالعه و طراحی قرار گرفت:
الف. مقیاس کلان و راهبردی: شناخت تأثیر منطقه بر کل شهر مشهد و بالعکس، شامل ارتباط بند گلستان تا کال چهل‌بازه.
ب. مقیاس طراحی و اجرایی: طراحی باغ و فضای پایانی آن به نام «کاسهٔ پرتوی» با وسعت حدود ۳۰ هکتار.
فشرده ایده ها، راهبردها و راهکارها:
۱.ساماندهی بدنهٔ رودخانهٔ طرقبه تا درون بافت شهری مشهد
۲. ایجاد پیوستگی بستر طبیعی از بند گلستان تا انتهای کال چهل‌بازه
۳. طراحی کریدوری برای پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری، گردشگری و وسایل نقلیهٔ سبک از شهر به طبیعت
۴. ساماندهی پیرامون دریاچه بند تاریخی گلستان و تبدیل آن به یک مجموعهٔ گردشگری در بستر طبیعی
۵. طراحی مسیر رودخانه از بند گلستان تا باغ وکیل‌آباد به‌عنوان بخشی از زنجیرهٔ طبیعی و جلوگیری از تصرف اراضی
۶. تدوین طرحی مبتنی بر حفاظت برای باغ وکیل‌آباد به‌منظور فراهم‌سازی امکان استفادهٔ پایدار گردشگری بدون تخریب محیط زیست
۷. احیای قنات و بهره‌گیری بهینه از منابع آب موجود برای آبیاری درختان باغ
۸. طراحی «کاسهٔ پرتوی» به‌عنوان یک باغ سنگی و نقطهٔ گذار از شهر به مناطق ییلاقی مشهد (طرقبه، شاندیز)
۹. ایجاد یک پردیس خطی در امتداد بستر رودخانهٔ کال چهل‌بازه برای اتصال محلات به مناطق طبیعی همچون دامنه‌های بینالود
اثر طرح – سرانجام:
کال چهل‌بازه (بستر رودخانهٔ خشک) یکی از قطعات کلیدی ایدهٔ «اتصال طبیعت» ــ یعنی پیوند کوه‌های بینالود و رود طرقبه با بافت شهری مشهد ــ بوده است. این محور طبیعی شامل رود طرقبه، بند گلستان، باغ وکیل‌آباد، کاسهٔ پرتوی و کال چهل‌بازه می‌شود. این رویکرد در جلسه‌ای با حضور شهردار مشهد به تصویب رسید. در صورت اجرای کامل راهبردها و راهکارها ارتباط مردم شهر با طبیعت از سرچشمه‌های بینالود تا داخل بافت شهری مشهد برقرار می شد و به توسعه پایدار مشهد نیز کمک می نمود.
۱. برخی از بخش‌های طرح، با وجود تغییر شهرداران، به مرحلهٔ اجرا رسید.
۲. طرح اصلی باغ وکیل‌آباد تهیه و اجرا شد.
۳. بخشی از قنوات لایروبی شد، اما فرآیند تکمیل آن متوقف ماند.
۴. طرح «کاسهٔ پرتوی» تصویب شد؛ اما در مرحلهٔ اجرا، بدون توجه به ویژگی‌های طراحی و با اعمال سلیقهٔ مجریان، دچار تغییرات شد.
۵. ادامهٔ محور سبز خطی پیشنهادی این‌جانب در «طرح راهبردی منطقهٔ وکیل‌آباد» برای بستر کال چهل‌بازه توسط دو مهندس‌مشاور دیگر ــ یکی پس از دیگری ــ تهیه شد و بخش‌هایی از آن به اجرا درآمد؛ بااین‌حال، به‌دلیل بروز مشکلات فنی و دعاوی مالکیت، با چالش‌هایی مواجه شده است.

پولادشهر: طراحی شهری–محیطی محور مرکزی شهر









فشرده پیشنهاد های طرح:
ارتقای کیفیت محیطی محور خدماتی پولادشهر از طریق تقویت پیوند میان مردم، شهر و طبیعت پیرامونی، به‌ویژه اتصال ساختاری و بصری شهر به کوهستان مجاور.
پیشینه:
پولادشهر، واقع در ۲۰ کیلومتری اصفهان، شهری جدید است که برای سکونت کارکنان کارخانه فولاد اصفهان طراحی شده و به‌تدریج توسعه یافته است. محدودهٔ این طرح محور اصلی شهر است که در انتهای خود به دامنهٔ ارتفاعات مجاور می‌رسد.
این پروژه در قالب مسابقهٔ طراحی شهری برگزار شد. مشاور بافت شهر با تنها یک نمره اختلاف رتبه دوم را کسب کرد اما پیشنهاد کارفرما برای تهیهٔ طرح مشترک با گروه اول را نپذیرفت. چکیدهٔ ایده‌های اصلی طرح—با توجه به ویژگی‌های اقلیمی، فرهنگی و تاریخی اصفهان—به شرح زیر است:
خلاصه‌ای از ایده‌های اصلی طراحی، بر اساس ویژگی‌های اقلیمی و فرهنگی اصفهان:
۱. جاری‌سازی آب در پیاده‌روهای محور اصلی تبدیل کانال خطرآفرین موجود به جویباری ایمن و آرام‌بخش، یکپارچه با مسیرهای پیاده‌راه.
۲. ایجاد فضای سبز نیرومند و سایه‌ساز در محور اصلی الهام از الگوی تاریخی چهارباغ برای ایجاد مسیرهای خنک، سایه‌دار و قابل‌استفاده در تمام فصول.
۳. امتداد فضای سبز محور اصلی تا فراز کوه ایجاد یک «خط سبز» پیوسته که شهر را به دامنه و قلهٔ کوه متصل می‌کند.
۴. تقویت ارتباط شهر و کوهستان امتداد پیاده‌راه درختی و جویباری تا ارتفاعات، با هدف افزایش تعامل مردم با طبیعت.
۵. ایجاد تختگاه بزرگ بر فراز کوه طراحی سکویی وسیع همراه با خدمات لازم؛ محلی برای دیدار، گردهمایی و حضور شهروندان در طبیعت.
۶. ساختمان پذیرایی برای شهروندان و گردشگران بنایی هماهنگ با بستر تختگاه، مناسب برای فعالیت‌های روز و شب و ایجاد پویایی اجتماعی.
۷. ایجاد پردیس شهری در پای کوه مجموعه‌ای از باغ‌های عمومی پیوسته (باغ‌های هم‌پیوند) به‌عنوان فضای گذار میان شهر و ارتفاعات.
اثر طرح – سرانجام:
این طرح در مسابقه انتخاب بهترین طرح طراحی شهری مرکز پولادشهر با تنها یک امتیاز اختلاف، رتبه دوم را کسب کرد. با وجود این، ایده‌های ارائه‌شده در آن مورد توجه قرار گرفت و مسئولان پیشنهاد دادند که دو مشاور به‌صورت مشترک طرح نهایی را تهیه کنند. با توجه به تفاوت بنیادی در بنیان فکری دو طرح، این پیشنهاد از طرف مهندسین مشاور بافت‌ شهر پذیرفته نشد.
در صورت اجرای این طرح، پولادشهر دارای یک مرکز تجاری ـ تفریحی خطی و سبز با جویبار (باغ–بازار)، یک پردیس در پای کوه، و یک کوهستان سبز و سامان‌یافته خواهد شد؛ فضایی که بر فراز آن مکانی برای پذیرایی، تعامل و دوستی میان مردم در دل طبیعت، در روز و شب فراهم می‌شود و به پایداری شهر جدید پولادشهر کمک می‌کند.

قزوین: طراحی شهری- محیطی ارتفاعات باراجین (راهبردی)









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
بررسی پیشنهاد دولت برای ایجاد «شهر دانش» در اراضی باراجین که پس از انجام مطالعات جامع، به دلیل محدودیت‌ها و مخاطرات طبیعی و شهری، اجرای آن رد شد. به جای آن، ایجاد یک «پردیس گردشگری ـ طبیعی» با بهره‌گیری از ویژگی‌های چشمگیر طبیعت باراجین، تأمین ارتباطی ایمن میان شهر و اراضی بالا‌دست، تقویت پیوند شهر با طبیعت، پهنه‌بندی اراضی بر اساس ظرفیت‌ها و محدودیت‌های بستر، و ارائه‌ی الگوهایی برای بهره‌مندی عمومی پیشنهاد شد. (پیوند مردم، شهر و طبیعت)
پیشگفتار:
اراضی پایکوهی و پرشیب باراجین در شمال‌شرق قزوین، در سوی مقابل شهر و آن‌طرف بزرگراه تهران قرار گرفته و بر شهر اشراف دارند. به‌دلیل اتصال این اراضی به رشته‌کوه‌های مجاور، آب‌های سطحی و زیرزمینی آن تأمین‌کننده‌ی بخش مهمی از آب باغ‌های تاریخی قزوین است؛ باغ‌هایی که متأسفانه به دلیل احداث بزرگراه از شهر جدا شده‌اند.
در جریان جلسات اولیهٔ طرح مطرح شد که دولت تصمیم دارد در این اراضی «شهر علمی» احداث کند. یادآور می‌شود که باراجین با یک خط‌العرق کم‌عمق از مجموعهٔ دانشگاه آزاد قزوین ـ که در مجاورت بزرگراه قرار دارد ـ جدا می‌شود.
مطالعات طرح:
مطالعات گسترده در حوزه‌های شهری، محیطی و طبیعی نشان داد که به دلیل اشراف اراضی بر شهر، نقش آن‌ها در تأمین آب باغ‌های شهر، و همچنین وجود گسل و سایر چالش‌های زمین‌شناسی، ایجاد شهر علمی در این بخش از اراضی به صلاح نیست و توصیه نمی‌شود.
در دوران پیش از ارائهٔ نتایج مطالعه، مسئولان شهر در انتظار تأیید نهایی پروژهٔ «شهر علمی» بودند و اقدامات متعددی نیز در این راستا انجام شده بود. اما روز ارائهٔ نتایج به استاندار، روزی کم‌نظیر در تاریخ شهرسازی قزوین بود. مستند بودن نتایج به مطالعات دقیق میدانی و علمی، موجب شگفتی و ناراحتی حاضران شد. استاندار وقت با توجه به استدلال‌های طرح پذیرفت که باید در این تصمیم بازنگری شود و موضوع مجدداً در سطح هیئت دولت مطرح گردد.
در مقابل طرح «شهر علمی»، گزینهٔ پیشنهادی مشاور تبدیل باراجین به «پردیس طبیعی‌شهری» بر اساس ظرفیت‌ها و محدودیت‌های بستر بود. در جلسات بعدی، نظرات و طرح راهبردی مشاور مورد تصویب قرار گرفت.
طرح راهبردی:
در چارچوب طرح راهبردی «پردیس طبیعی ـ شهری»، علاوه بر تهیهٔ طرح کلان متکی بر توان طبیعی اراضی، پهنه‌بندی کاربری‌ها انجام شد، ساختار فضای سبز متناسب با کیفیت بوم‌شناختی زمین تعیین گردید، و برای اجرای تدریجی پروژه، الگوهای مختلفی برای جاده‌های دسترسی، مسیرهای پیاده‌روی گردشگری و ورزشی، دیواره‌های حائل و حفاظتی، فضای سبز متناسب با توان خاک و منابع آب، و نیز الگوهای ساختمان‌های خدماتی ارائه شد.
برای نخستین‌بار در ایران و با توجه به وجود ارتفاعات و دره‌های متعدد، ایدهٔ «باغ‌های روز» و «باغ‌های شب» پیشنهاد گردید؛ استفاده از دامنه‌ها با توجه به جهت باد برای فضاهای روز، و بهره‌گیری از بخش‌های کم‌نور و خنک در شب برای ایجاد باغ‌های شب، همراه با طرح چگونگی اتصال دو سوی دره‌های متعدد.
اثر طرح – سرانجام:
در صورت اجرای کامل طرح، اراضی پایکوهی و پرفرازونشیب بالادست شهر قزوین به یک پردیس نیمه‌کوهستانی با باغ‌های به‌هم‌پیوسته تبدیل خواهد شد؛ باغ‌هایی که جانمایی آن‌ها بر پایهٔ ویژگی‌های طبیعی و الزامات زیست‌محیطی انجام می‌گیرد. برای تأمین ایمنی شهروندان در مواجهه با نقاط کور ــ به‌ویژه در شب و در نتیجهٔ فراز و فرودهای متعدد زمین ــ این مجموعه به‌صورت «باغ‌های روز» و «باغ‌های شب» طراحی شده است.
این مجموعه می‌تواند حافظ ارزش‌های طبیعی اراضی بالادست و پشتیبان توسعهٔ پایدار شهر قزوین باشد. طرح به تصویب رسید و پیگیری مراحل بعدی به عهدهٔ شهرداری گذاشته شد.

شهر جدید رامین: طراحی شهری-محیطی ورودی وفضای سبز کمربندی









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
ایمن‌سازی کمربند سبز، ارتقای کیفیت محیطی، و در صورت امکان استقرار کاربری‌های سازگار با فضای سبز؛ همچنین تقویت ایمنی اجتماعی–محیطی از طریق پیوند مردم، شهر و عناصر طبیعی.
پیشینه:
شهر جدید رامین در استان خوزستان واقع شده است و در طرح جامع آن، یک کمربند سبز با عرض مناسب برای حفاظت در برابر عوامل بیرونی پیش‌بینی شده است.
فضاهای سبز حاشیه شهری، به دلایل مختلف از جمله کمبود نیروهای حفاظتی، وجود نقاط کور ناشی از تراکم درختان یا پستی‌وبلندی‌های زمین و کمبود نور به‌ویژه در شب—اغلب از امنیت کافی برخوردار نیستند. حوادث ناگوار رخ‌داده در پارک لویزان تهران نمونه‌ای از این مسئله است.
یکی از راهکارهای مؤثر برای افزایش ایمنی چنین فضاهایی، استقرار کاربری‌های سازگار با محیط‌زیست و فضای سبز در آن‌هاست. در این طرح نیز کاربری‌هایی پیشنهاد شده‌اند که علاوه بر سازگاری محیطی، با کاربری‌های شهری مجاور خود نیز هماهنگ باشند. این هماهنگی موجب تقویت فعالیت‌های شهری اطراف، افزایش کارایی اقتصادی، و در عین حال ارتقای ایمنی محیط می‌شود. همچنین امکان حضور ایمن مردم در طبیعت را فراهم کرده و به توسعهٔ پایدار شهر جدید کمک می‌کند. نقشه و توضیحات تکمیلی در بخش ۵ ارائه شده است.
اثر طرح – سرانجام:
بافت‌های حاشیه‌ای شهرها معمولاً از امنیت کمتری برخوردارند و جنگل‌کاری پیرامون شهر، به‌ویژه در شب، می‌تواند این مسئله را تشدید کند. با اجرای کامل این طرح، بافت شهریِ حاشیه‌ای به‌دلیل فعالیت‌های پیشنهادی در عرصه جنگل‌کاری، نه‌تنها از امنیت بیشتری برخوردار خواهد شد، بلکه ارتباطی بهتر و نزدیک‌تر با طبیعت پیدا می‌کند. این فعالیت‌ها، جنگل و محدوده حاشیه شهر را ایمن ساخته و بستر مناسبی برای پیوند میان مردم، شهر و طبیعت فراهم می‌آورد. در نهایت، این روند به توسعه پایدار شهر جدید رامین کمک خواهد کرد.

شهر جدید صدرا: پردیس سبز صدرا









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
پهنه‌بندی بستر و ارائه کاربری بهینه برای اراضی درگیر با مسیر عبور لوله نفتی از درون شهر است.
پیشینه:
از درون شهر جدید صدرا یک لوله نفتی کشوری می‌گذرد.علاوه بر آن‌که بافت شهر نمی‌تواند پیوسته باشد، اراضی مرتبط با این مسیر با محدودیت‌هایی برای ساخت‌وساز و یا کاشت درختان مواجه‌اند و ساماندهی فضایی پیرامون آن نیز از مشکلات این مسیر است.
در بخشی از مسیر لوله، اراضی شیب‌داری به مساحت ۶۰ هکتار وجود دارد که مدیریت شهر تصمیم گرفت به فضای سبز عمومی اختصاص یابد.
مشاور با مطالعه همه عوامل مؤثر از جمله کیفیت خاک، شیب‌ها و جهت نورگیری، جهت باد، ممنوعیت کاشت در محدوده لوله، ساخت ‌و سازهای مسکونی مجاور و نیازهای آن‌ها، خیابان‌های محدودکننده، کمبود آب و... پیشنهاد نمود این اراضی به‌ صورت یک پردیس شهری (باغ‌های هم‌پیوند) طراحی شود.
پیشنهاد شد که این اراضی به‌ صورت یک پردیس شهری (باغ‌های هم‌پیوند) طراحی شود.
فشرده ایده‌های طرح دربرگیرنده باغ‌هایی با نام‌های زیر است:
۱. گل‌ها
۲. محله وحدت (شمال)
۳. خورگشت صبحگاهان
۴. خورگشت عصرگاهان
۵. شب
۶. جوانان (مجموعه‌های ورزشی در مسیر لوله)
۷. محله ایثار (جنوب)
۸. فرهنگ
۹. کودک و طبیعت
۱۰. پذیرایی – ورزشی
۱۱. مشاهیر
۱۲. اقامت در طبیعت
اثر طرح – سرانجام:
با اجرای کامل این طرح، مسیری طولانی و مسئله‌ساز در درون شهر و اراضی بلاتکلیف آن ـ که تاکنون موجب گسست در بافت شهری شده بود ـ به فضایی کارآمد برای ورزش، گردش، تفریح و گذران اوقات فراغت تبدیل می‌شود. این مسیر به پیوند دوبارهٔ بافت گسستهٔ شهری، و نیز به تقویت ارتباط میان مردم، شهر و طبیعت کمک کرده و در نهایت به توسعهٔ پایدار شهر جدید صدرا یاری خواهد رساند.

شیراز: طراحی شهری- محیطی ارتفاعات شمالی (باباکوهی)









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
توجه به سیمای سرزمین و حفظ یکپارچگی کوهستان به‌عنوان میراث طبیعی شهر، پرهیز از اجرای هرگونه طرح بدون ارزیابی محیط‌زیستی، پهنه‌بندی کوهستان بر اساس شرایط و ویژگی‌های بوم‌شناختی، و تسهیل ارتباط مردم با کوهستان برای ایجاد پیوند سازنده میان مردم، شهر و طبیعت.
پیشینه:
ارتفاعات باباکوهی در شمال شیراز قرار دارد. وسعت محدودهٔ مورد مطالعه حدود ۳۷۰۰ هکتار، محدودهٔ طرح راهبردی حدود ۱۱۸۰ هکتار و محدودهٔ طرح مقدماتی ۱۰۰ هکتار بوده است. همانند سایر طرح‌های مشابه، این مطالعات در چارچوب نظریهٔ «طراحی شهری–محیطی» و در مقیاس کلان و راهبردی انجام گرفت.
در جریان انجام مطالعات، بخش وسیعی از اراضی میانی به یکی از وزارتخانه‌ها واگذار شد. با این وجود، به دلیل ضرورت حفظ یکپارچگی ارتفاعات شمال شیراز، روند مطالعات برای کل پهنهٔ کوهستانی به‌صورت یکپارچه ادامه یافت و نتایج آن به شهرداری ارائه شد. اما با تغییر مدیریت و سیاست‌های شهرداری، ادامهٔ فرآیند طرح متوقف گردید و مشکلاتی در پرداخت‌ها نیز به‌وجود آمد؛ در حالی که بخش عمدهٔ مطالعات تا مرحلهٔ نهایی پیش رفته بود.
اثر طرح – سرانجام:
این مطالعات در تمامی حوزه‌های شهری و محیطی و با رویکرد «حفاظت فعال» انجام شد؛ با هدف ارتقای کیفیت محیط طبیعی، بهره‌برداری متناسب با توان سرزمین، توسعهٔ گردشگری پایدار، و تنظیم رابطه‌ای متعادل میان انسان، شهر و طبیعت.
در صورت تداوم و تکمیل طرح، شیراز می‌توانست الگویی شاخص برای پردیس‌های کوهستانی مشابه—همچون باغ فردوسی تهران یا کوه‌سنگی مشهد—ارائه کند و به توسعه پایدار شهر شیراز یاری رساند.
به دلیل ناروشن، بودجه طرح قطع و طرح نیمه تمام ماند.

شهر جدید شیرین‌شهر: طرح فضای سبز شهر و مجموعه آسایشی-گردشگری (راهبردی)









خلاصه‌ای از راهبردهای پیشنهادی:
ایجاد شبکه‌ای پایدار از فضاهای سبز شهری با پیوندهای اکولوژیکی میان فضاهای سبز داخلی و پیرامونی، هماهنگ با شرایط محیطی، اقتصادی و نیازهای آسایشی منطقه.
پیشینه:
شیرین‌شهر در غرب رود کارون و در مجاورت مجتمع کشت و صنعت نیشکر واقع شده و ۴۶ کیلومتر با اهواز فاصله دارد. این شهر با وسعت ۶۵۰۰ هکتار برای اسکان سرریز جمعیت شهرهای خوزستان ـ به‌ویژه اهواز ـ طراحی شده و بخشی از آن نیز به کارکنان صنعت نیشکر اختصاص دارد.
به‌دلیل نبود نقشه‌های پایه منطقه، از تصاویر ماهواره‌ای IRS با قابلیت پردازش استفاده شد. سپس با بهره‌گیری از سامانه GIS، نقشه‌ها و لایه‌های اطلاعاتی در حوزه‌های اقلیم، توپوگرافی، خاک، پوشش گیاهی، حیات‌وحش، منظر، محیط زیست، تأسیسات شهری و ساختار شهر تهیه و پردازش شدند.
گزارش‌ها و مستندات طرح در قالب سه جلد ارائه شده است:
۱. مطالعات پایه طرح راهبردی فضای سبز شهر
2.
۲. گزارش طرح راهبردی
۳. گزارش مجموعه گردشگری–آسایشی
با توجه به حجم چندصد صفحه‌ای مطالعات، در اینجا تنها چکیده‌ای از سرفصل‌های گزارش مطالعات راهبردی فضای سبز شهر، در قالب خلاصه‌ای ۱۰ صفحه‌ای، ارائه می‌شود.
فشرده ایده ها، راهبردها و راهکارها:
۱. ایجاد هماهنگی میان شبکه فضاهای سبز با منابع آب زیرزمینی، خاک و سایر منابع طبیعی برای تضمین پایداری زیستی
۲. ارتقای کیفیت محیط شهری برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان
۳. بهره‌گیری از توان‌های محیطی برای ارتقای کیفیت فضایی و جذب گردشگر
۴. کاهش هزینه‌های کاشت و نگهداری فضای سبز با رویکرد بهره‌برداری پایدار
۵. ایجاد پیوندهای اکولوژیکی میان لکه‌های سبز موجود، مناطق توسعه آتی، و اتصال آن‌ها به فضاهای سبز طبیعی پیرامون شهر برای ایجاد شبکه‌ای منسجم و پایدار
اثر طرح – سرانجام:
با اجرای کامل طرح، مشکلات زیست‌محیطی شهر کاهش یافته، منظر شهری سامان خواهد گرفت. همچنین با ایجاد پیوستگی میان فضاهای سبزِ درون و پیرامون شهر و افزایش ظرفیت و کارایی آن‌ها، فرآیند پالایش هوا و بهبود کیفیت محیط به‌طور مؤثرتری انجام می‌شود. ساختار نوین و یکپارچۀ فضاهای سبز، ارتباط میان مردم، شهر و طبیعت را تقویت کرده و در نهایت به توسعۀ پایدار شهر جدید شیرین‌شهر کمک خواهد کرد.

تهران: باغ شرکت ملی نفت









خلاصه پیشنهادهای طرح:
جلوگیری از نابودی تدریجی باغ قدیمی موجود و قنات آن ، با کمک طراحی یک مجموعه آموزشی - پذیرایی برای شرکت نفت (حفاظت پویا از یک گوهر طبیعی).
پیشینه:
این باغ کوچک که دارای آب قنات، درختان قدیمی و یک ساختمان نسبتاً فرسوده بود، در مالکیت شرکت ملی نفت ایران قرار داشت. در مذاکرات اولیه برای تغییر کاربری این باغ، توافق شد که کاربری جدید آن در راستای نیازهای شرکت نفت تعیین گردد.
پس از انجام مطالعات اولیه، در جلسه‌ای با حضور وزیر نفت وقت، از میان کاربری‌های امکان‌پذیر که می‌توانستند ضمن بهره‌برداری مناسب، تأثیر مثبت و مداومی بر حفظ باغ داشته باشند، کاربری آموزشی–پذیرایی مورد تأیید قرار گرفت. این کاربری شامل موارد زیر بود:
۱. پذیرایی از مهمانان شرکت نفت
۲. آموزش مدیران شرکت نفت
۳. انجام مراسم امضای قراردادهای شرکت نفت
بر این اساس، طراحی شامل موارد زیر بود:
۱. احیای محوطهٔ باغ
۲. مرمت قنات و دهانهٔ خروجی آن
۳. مقاوم‌سازی و ارتقای بنای قدیمی
۴. احداث بنای مهمان‌پذیری
۵. ساخت مجموعه‌ای از کلاس‌های آموزشی و یک سالن همایش
۶. تأمین فضاهای پارکینگ موردنیاز برای شرکت نفت
 
اثر طرح – سرانجام:
شایان ذکر است که این طرح نمونه‌ای اجرایی از یکی از الگوهای پیشنهادی برای جلوگیری از تخریب باغ‌های قدیمی بود؛ الگویی که از طریق انتخاب کاربری متناسب با ظرفیت‌های باغ و واگذاری آن به یک نهاد معتبر و پایدار—که توانایی تأمین هزینه‌های نگهداری را نیز داشته باشد—زمینه حفاظت بلندمدت باغ را فراهم می‌کرد.
متأسفانه پس از پایان طرح، شرکت مترو تهران اقدام به ساخت ایستگاهی در مسیر قنات این باغ نمود و در نتیجه، جریان آب قنات دچار اختلال شد.







تهران: طرح حفاظت و ساماندهی باغ‌ها و مزارع (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
تدوین سیاست‌ها و راهکارهای حفاظت و ساماندهی باغ‌ها بر پایهٔ مطالعات محیط‌زیست و پهنه‌بندی محیطی تهران، با هدف پیوند میان مردم، شهر و گوهرهای طبیعی.
پیشینه:
از دههٔ چهل تاکنون، چگونگی حفاظت از باغ‌های موجود همواره یکی از چالش‌های روزمرهٔ شهرداری‌های کشور—از جمله در تهران، مشهد، تبریز و شیراز—بوده است. پیشنهادهایی که در طرح‌های جامع، تفصیلی و سپس طرح‌های موضوعی ارائه شده‌اند نیز در این زمینه موفق عمل نکرده‌اند. به نظر می‌رسد یکی از دلایل اصلی این ناکامی، ارائهٔ راهکارهایی صرفاً با رویکرد شهرسازانه بوده است.
فشرده ایده ها، راهبردها و راهکارها:
در همین راستا، شهرداری تهران قراردادی با «مشاور بافت شهر» منعقد کرد. نکتهٔ قابل‌تأمل آنکه در مطالعات حقوقی طرح مشخص شد با وجود پیشینهٔ چند هزارسالهٔ باغ در ایران، تعریف واحد، دقیق و هماهنگی از «باغ» در قوانین، مقررات، شهرسازی، معماری، ثبت اسناد، محیط زیست، معماری منظر، عرف و حتی شرع وجود ندارد.
با توجه به تجربه‌ها و پروژه‌های پیشین، این طرح با رویکرد «طراحی شهری ـ محیطی» پیش رفت. در این چارچوب، مطالعات پایهٔ محیط زیست، معماری منظر و گیاه‌شناسی—به‌عنوان بنیان تصمیم‌گیری—به همراه مطالعات شهرسازی، بررسی قوانین موجود، اقتصاد شهری و حقوق مکتسبه، مبنای تحلیل و تدوین راهبردها قرار گرفت.
به دلیل تعدد و پراکندگی باغ‌ها و مزارع، و همچنین دشواری انجام بازدیدهای میدانی ناشی از بی‌اعتمادی مالکان، با پیشنهاد آقای دکتر احمدرضا یاوری (مدیر فنی طرح)، تصمیم گرفته شد برای نخستین‌بار در یک طرح شهری، مطالعات محیط زیست و منظر بر پایهٔ تحلیل تصاویر ماهواره‌ای انجام شود.
پس از تهیهٔ تصاویر موردنیاز، تحلیل‌های اولیه توسط متخصصان سنجش‌ازدور انجام گرفت و با هم‌نهشتی لایه‌های اطلاعاتی، نتایج حاصل مبنای کار بخش‌های منظر، محیط زیست، شهرسازی و دیگر حوزه‌ها قرار گرفت.
در ادامه، شهر تهران با وسعت ۷۰۰ کیلومتر مربع به ۹ پهنهٔ محیط‌زیستی—هر یک شامل چندین زیرپهنه و نواحی ویژه—تفکیک شد و طرح راهبردی تدوین و تصویب گردید.
اثر طرح – سرانجام:
در این طرح، برای نخستین بار مسئلهٔ حفاظت از باغ‌های موجود ــ که میراث ارزشمند نیاکان مردم شهر و سرمایه‌ای عمومی به شمار می‌روند ــ نه از طریق ضوابط و قوانین شهرسازی (که در عمل در این حفاظت ناموفق بوده‌اند)، بلکه از راه انجام مجموعه‌ای از مطالعات پایهٔ محیط‌زیست، برنامه‌ریزی و طراحی محیط، منظر، اقلیم، بستر، شرایط زیرسطح، اقتصاد، تراکم بناها، فضاهای باز و سبز، انواع آلودگی‌های مؤثر و … پیگیری شد. این مطالعات با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و بازدیدهای میدانی انجام گرفت و بر اساس الویت ضوابط و معیارهای محیط‌زیست به‌عنوان مبنای تصمیم‌گیری، سایر بررسی‌های لازم نیز تکمیل شد. در نهایت، تقسیم‌بندی پهنه‌های محیط‌زیستی تهران در قالب نه پهنه و زیر پهنه‌های هریک از آن‌ها به همراه مشخصات و محدوده‌های هرکدام تنظیم و به تصویب رسید.
به‌طور طبیعی، پس از پایان مرحلهٔ راهبردی، بایسته بود مرحلهٔ بعد، یعنی تدوین راهکارهای اختصاصی برای هر پهنه، زیرپهنه و ناحیهٔ ویژه آغاز شود؛ اما با تغییر مدیریت در شهرداری، این روند متوقف گردید. در صورت تداوم مطالعات تا مرحلهٔ بعد، جزئیات اقدامات در هر یک از ۹ پهنه ارائه می‌شد و حفاظت از باغ‌ها و مزارع تهران به‌صورت واقع‌گرایانه و اجرایی دنبال می‌گردید؛ امری که می‌توانست به تحقق توسعهٔ پایدار شهر تهران یاری رساند.
در حال حاضر، یکی از کارشناسان طرح که در دانشکدهٔ تربیت مدرس نیز تدریس می‌کنند، ادامهٔ این پژوهش را در قالب قراردادی با دانشگاه بر عهده دارند و امید می‌رود نتایج ارزشمندی حاصل شود.







تهران: طرح ویژه باغ های کن (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
برای پشتیبانی و نگهداری پویا (حفاظت فعال) از باغ‌های موجود کن، بر اساس مطالعات پایهٔ محیط‌زیست، فضای سبز، برنامه‌ریزی و طراحی محیط، و با تکیه بر یافته‌ها و بایدها و نبایدهای حاصل از این دانش‌ها، همچنین مطالعات شهرسازی، اقتصادی و دیگر رشته‌های مرتبط، راهبردها، راهکارها، ضوابط و توصیه‌های واقع‌بینانه‌ای ارائه گردید.
پیشینه:
باغ‌های کن از قدیمی‌ترین باغ‌های شکل‌گرفته در دامنهٔ جنوبی البرز و در محدودهٔ شهر تهران هستند. مساحت مجموعهٔ این باغ‌ها (شمالی، میانی و جنوبی) بیش از ۶۰۰ هکتار است. این باغ‌ها در غرب تهران و در مجاورت رودخانهٔ کن قرار دارند و آخرین پهنهٔ بزرگ از باغ‌های تاریخیِ باقیمانده در تهران محسوب می‌شوند.
احداث بزرگراه همت از میان این باغ‌ها اثرات مخربی بر پیکرهٔ باغ‌ها داشته و روند تغییر کاربری آن‌ها را شتاب بخشیده است. علاوه بر این بزرگراه، اجرای تعداد قابل‌توجهی از خیابان‌های جدید نیز فرایند تخریب و گسست باغ‌ها را تشدید کرده است. محدودهٔ مطالعاتی این طرح حدود ۲۰۰ هکتار از اراضی بخش جنوبی باغ‌ها را در بر می‌گیرد.
همچنین توافق‌هایی برای واگذاری بخش‌هایی از باغ‌ها به شهرداری و دریافت مجوز ساخت‌وساز در سایر قطعات، نقش تعیین‌کننده‌ای در تضعیف و تخریب باغ‌ها داشته است. عبور بزرگراه همت از میان باغ‌ها و در تراز پایین‌تر نسبت به اراضی پیرامون، موجب قطع مسیر آب‌های روان و جویبارهای سنتی آبیاری باغ‌های جنوبی شده و جریان آب را به سمت رودخانهٔ کن منحرف کرده است. پایین بودن تراز جاده نیز مسیر طبیعی آبیاری زیرزمینی را دستخوش تغییر کرده است.
در مطالعات طرح، تمامی تهدیدها، ظرفیت‌ها، امکانات و محدودیت‌ها در تمام زمینه‌های مرتبط—به‌ویژه عوامل مؤثر بر فضای سبز—به‌دقت تحلیل شده است.
در رویکرد کل‌نگر طرح تأکید شده است که سیاست‌های حفاظت و پیوستگی لکه‌ها و دالان‌های اکولوژیک به‌صورت یک ماتریس منظر، به خارج از محدوده نیز تعمیم یابد؛ برای نمونه، پیوند با کریدور اکولوژیک رودخانهٔ کن در غرب محدوده، و اتصال به لکه‌های سبز باغ‌های شمالی و زمین‌های باز و گسستهٔ شرق و جنوب محدودهٔ مطالعاتی.
راهکارهای اصلی طرح عبارت‌اند از:
۱. ایجاد پیوستگی کالبدی میان دو بخش شمالی و جنوبی باغ‌ها در قالب یک ماتریس منظر
۲. ساماندهی بدنهٔ بزرگراه همت
۳. تقویت ارتباط ساختاری و عملکردی با رودخانهٔ کن
۴. اصلاح الگوی ساخت‌وساز و تبدیل آن به توسعهٔ فضای سبزِ هم‌پیوند با رودخانه
۵. ایجاد مخازن جمع‌آوری و ذخیرهٔ آب برای نفوذ به اراضی بالادست بزرگراه و تقویت آب‌های زیرزمینی
۶. ساماندهی بلوار اندیشه و تعاون با رعایت عرض‌های مناسب در طرح تفصیلی
اولویت‌های طرح شامل موارد زیر است:
۱. تأمین پایدار منابع آب
۲. بهبود دسترسی‌های همجوار
۳. تنظیم دانه‌بندی و تقسیم‌بندی باغ‌ها
۴. رعایت حقوق مکتسبهٔ مالکان
۵. ارتقای کیفیت ساختاری و اکولوژیک باغ‌ها
۶. حفظ و تقویت پیوستگی فضایی باغ‌ها
۷. افزایش تراکم و تنوع پوشش گیاهی
اثر طرح – سرانجام:
طرح به تصویب رسید و در جلسه‌ای، شهردار وقت قول داد که برای اجرایی شدن آن، هماهنگی‌های لازم با دستگاه‌های مرتبط را انجام داده و سرمایهٔ مورد نیاز را تأمین کند.
در صورتی‌که مرحلهٔ بعدی یعنی تهیهٔ طرح اجرایی انجام می‌شد، این مجموعه باغ‌ها از خطر نابودی نجات یافته و می‌توانست به توسعهٔ پایدار تهران کمک کند.







تهران: ایمن سازی و طراحی کالبدی بدنه بزرگراه چمران - راهبردی، طراحی و اجرایی









خلاصه پیشنهادهای طرح:
احیای روحیه «باغ‌راه» و امتداد طبیعت سبز شمال تهران به درون بافت شهری جنوبی؛ پیوند صدها هکتار فضای سبز پراکنده برای افزایش پایداری شهری؛ و ارائه ایده‌ای برای اتصال طبیعت البرز و رودـدره‌های آن در یک بستر سبز طراحی‌شده تا قلعه‌مرغی در جنوبی‌ترین نقطه شهر و تبدیل قلعه‌مرغی به فضای سبز شهری. این مسیر، نوعی پیوند میان مردم، شهر و طبیعت (کوه، رودـدره، باغ‌ها، دشت و کویر جنوب تهران) ایجاد می‌کند.
پیشینه:
بزرگراه چمران که در دهه ۴۰ ساخته شد، سال‌ها به نام «پارک‌وی» به‌عنوان یک محور شمال–جنوب تهران شناخته می‌شد. نام «پارک‌وی» (باغ‌راه) احتمالاً به‌دلیل وجود باغ‌های ونک در میانه مسیر و باغ‌های اوین–درکه در شمال آن انتخاب شده بود.
طبق یک مصوبه، قرار بود در طرفین بزرگراه‌ها حریمی به عرض ۳۵ متر از محور لحاظ شود؛ اما در بزرگراه چمران این حریم از هر طرف ۱۰۰ متر تعیین شد که همین موضوع در مجاورت باغ‌ها برای ساکنان مشکلاتی ایجاد کرده بود. بنابراین از مشاور خواسته شد مطالعه‌ای دقیق برای ایمن‌سازی مسیر و ساماندهی دو طرف بزرگراه حدوداً ۱۲/۵ کیلومتری، در محدوده چند منطقه شهرداری تهران انجام دهد. در دوران نبود ابزارهایی مانند گوگل‌اِرس، بررسی مسیرهای طولانی تنها از طریق پرواز هلیکوپتر و تصویربرداری هوایی انجام می‌شد. بدین‌ترتیب مطالعات شامل بررسی هوایی، میدانی و استفاده از طرح‌ها و نقشه‌های بالادست بود.
به‌دلیل پیچیدگی موضوع و اختلاف‌نظر میان مسئولان، مسیر بزرگراه به ۵ منطقه تقسیم شد و برای هر بخش یک مدیر اجرایی مشخص گردید.
فشرده ایده‌ها و راهبردها:
۱. بزرگراه در ابتدا در حاشیه شهر قرار داشت، اما با گسترش تهران، به یکی از مسیرهای اصلی حرکت درون‌شهری تبدیل شد.
۲. بخش زیادی از مسیر بزرگراه در مجاورت رودـدره اوین–درکه قرار دارد و هم از آن تأثیر می‌گیرد و هم بر آن اثر می‌گذارد.
۳. با توجه به همجواری با باغ‌های قدیمی و رودخانه، این مسیر باید هویت باغ‌راهی خود را حفظ کند.
۴. در انتهای مسیر (تقاطع ولیعصر)، بزرگراه به مجموعه‌ای حدوداً ۶۰۰ هکتاری شامل باغ‌های دولتی، شهرداری، نمایشگاه، بیمارستان و… می‌رسد که در صورت ایجاد ارتباط مناسب، می‌تواند به باغ‌های ونک متصل شده و امکان پیاده‌روی و گردشگری شهری را تقویت کند.
۵. با پیوند این مجموعه سبز و باغ‌های ونک و امتداد آن در دو سوی بزرگراه، روحیه و منظر سبز شمال تهران می‌تواند تا میدان توحید ادامه یابد.
۶. این مسیر سبز، با مدیریت صحیح، می‌تواند از میدان توحید تا قلعه‌مرغی و در امتداد دو سوی بزرگراه نواب گسترش یافته و ارتباط محله‌های دو طرف را با محور سبز شمال–جنوب برقرار کند.
۷. فرودگاه قلعه‌مرغی (حدود ۲۰۰ هکتار) می‌تواند با بهره‌گیری از آب‌های جاری شمال تهران به مجموعه‌ای سبز با کاربری‌های متنوع (پردیس شهری) تبدیل شود.
با اجرای بندهای ۴ تا ۷ و هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف، تهران می‌توانست ساختاری سبز از باغ‌های شمال چمران تا باغ‌های ونک، رودخانه اوین–درکه، فضای باز امیرآباد، بیمارستان امام خمینی، بدنه سبز چمران و نواب و در نهایت قلعه‌مرغی ایجاد کند؛ مسیری که همچون دالانی سبز با عرض‌های مختلف از دامنه البرز تا آستانه کویر امتداد یابد و با کاهش آلودگی بادهای غربی و حفاظت باغ‌ها، به یکی از مهم‌ترین ارکان توسعه پایدار تهران تبدیل شود.
یکی از ایده‌های کلیدی طرح، تغییر نگرش نسبت به بستر رودخانه‌های فصلی تهران بود؛ یعنی تبدیل «مسیل» به «رودـدره». با این تغییر، رودـدره‌ها از فضای منفی شهری به اندام‌های ارزشمند اکولوژیک بدل می‌شدند و می‌توانستند از سرچشمه کوهستان تا بافت شهری با همراهی درخت، بوته و چشمه امتداد یابند. این پیوند، محله‌های مرکزی و جنوبی تهران را به طبیعت البرز نزدیک‌تر کرده و چندین دالان سبز منحصربه‌فرد شمال–جنوبی ایجاد می‌کرد.
رود ـ دره‌های دارآباد، گلابدره، اوین–درکه، فرحزاد و کن ظرفیت اجرای این ایده را داشتند.
نکات اجرایی:
۱. طرح راهبردی و مراحل اول و دوم آن تهیه و با تأیید وزارت کشور و شهرداری تصویب شد. اما با تغییر مدیریت شهری و اجرای تقاطع‌ها و نمایشگاه گل و گیاه، بخش‌های مهمی خارج از طرح مصوب اجرا شد.
۲. تحقق این ایده منوط به رعایت اصول طراحی در پروژه نواب بود؛ از جمله حرکت بزرگراه در تونل یا جانمایی آن در تراز پایین‌تر به‌منظور ایجاد مسیر پیاده و خط سبز. این اصول در طرح نواب رعایت نشد و مسیر پیاده‌روی بسیار تنگ طراحی گردید.
۳. خوشبختانه قلعه‌مرغی به پارک ولایت تبدیل شد، اما به‌دلیل اجرا نشدن طرح نواب، ارتباط سبز شمال–جنوب تحقق نیافت.
۴. در نهایت این ایده کلان نادیده گرفته شد و عبور بزرگراه‌های همت، حکیم و… از روی رودـدره‌ها، آسیب‌های جدی به ساختار طبیعی آنها وارد کرد؛ مگر اینکه در آینده شهرداری تهران این ایده را دوباره احیا کند.
۵. در کروکی پیوست، ارتفاعات البرز به شکل انگشتان و رودـدره‌ها به‌صورت فرورفتگی‌های میان آنها ترسیم شده‌اند که باید هر کدام به‌صورت منفرد یا پیوسته به سمت جنوب ساماندهی می‌شدند.
اثر طرح – سرانجام:
در صورت اجرای کامل این طرح علاوه برآنکه کمیت و کیفیت فضای سبز پیرامون بزرگراه به‌طور چشمگیری افزایش می‌یافت، مجوعه‌ی باغ‌های بزرگ موسسات دولتی که در غرب خیابان ولی‌عصر قرار دارند و فضاهای سبز و باز پراکنده موجود با استفاده از بستر و بدنهٔ بزرگراه، به یکدیگر پیوند می‌خوردند تا توان و پایداری آن‌ها در برابر تنگناها، تهدیدها، تخریب‌ها و تغییر کاربری‌ها تقویت شود. همچنین طرح موجب کاهش آلودگی بزرگراه، احیای هویت «باغ‌راه» (پارک‌وی)، و پیوند طبیعت دره‌های سرسبز شمال تهران با بافت شهری پیرامون بزرگراه و امتداد آن تا قلعه مرغی در جنوب تهران می‌گردید.
این طرح علاوه بر تأمین ارتباط محله‌هایی که توسط بزرگراه از یکدیگر جدا شده‌اند، یک مسیر سراسری پیاده‌راه گردشگری و مسیر دوچرخه‌سواری ورزشی را از شمال تا جنوب تهران در دل یک بستر سبز جدید فراهم می‌کرد. مجموعهٔ این اقدامات کاملاً در راستای توسعهٔ پایدار شهر تهران بود.
طرح مرحلهٔ اول و دوم تهیه و به تصویب رسید. برای رفع موانع اجرایی و جلوگیری از بروز خسارت به مردم، هیئتی متشکل از کارشناسان وزارت کشور، شهرداری، و مهندس مشاور «بافت شهر» طی مسیر ۲۵ کیلومتری دو سوی بزرگراه، تمامی پلاک‌ها را به‌صورت میدانی بررسی و اصلاح یا تکمیل کردند و در نهایت طرح اجرایی بر روی طرح تفصیلی قرار گرفت.
نخستین بخش طرح در شمال‌شرق تقاطع گیشا (پارک پاکبان) اجرا شد. هم‌زمان، معاونت اجرایی شهرداری در داخل محدودهٔ طرح و در مجاورت کوی گیشا، بدون هماهنگی با این طرح، اقدام به ساخت «نمایشگاه بین‌المللی گل و گیاه» کرد (نمایشگاهی در کنار بزرگراه، بدون ورودی‌های مناسب و فاقد پارکینگ‌های مورد نیاز). در مراحل بعد نیز ساخت پل‌های ارتباطی برای ترافیک توسط معاونت‌های دیگر انجام شد که در صورت هماهنگی، می‌توانست کارایی بیشتری داشته و آثار منفی کمتری بر بزرگراه و طرح اصلی ایجاد کند.







تهران: طراحی شهری–محیطی دره‌های کلک‌چال تهران (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
پهنه‌بندی ارتفاعات شمال تهران، از بافت شهری تا فرازهای بکر کوهستان، و ارائهٔ راهکارهای حفاظت از ارتفاعات و دره‌ها در برابر توسعهٔ شتابان شهر. این راهکارها شامل ایجاد کمربند سبز شمالی، حفاظت از دره‌ها و اراضی پایکوهی، تسهیل دسترسی مردم به کوهستان، و استقرار نظام نگهبانی پویا (حفاظت فعال) از زیست‌بوم کوهستان، با هدف پیوند میان مردم، شهر و طبیعت است.
پیشینه:
رشد انفجاری شهر تهران و سایر شهرهای همجوار کوهستان در کشور—از جمله مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، اراک و ...—سبب شد تا ارتفاعات و دره‌های پیرامونی به‌تدریج زیر سیطرهٔ ساخت‌وساز قرار گیرد. در نتیجه، کوه‌ها، دره‌ها و اراضی پایکوهی که میراث و ثروت طبیعی شهرها هستند، در معرض نابودی قرار گرفتند و نسل‌های آینده از این ارزش‌ها و سرمایه‌های طبیعی محروم می‌شوند.
در زمان عقد قرارداد طراحی «باغ فردوسی تهران»، به شهرداری پیشنهاد شد که به‌طور هم‌زمان مطالعه‌ای جامع و محیطی در پیرامون آن—شامل چهار درهٔ مرتبط با کلک‌چال (کولاک‌چال)—انجام شود. هدف این بود که علاوه بر ارائهٔ یک الگوی طراحی برای عرصهٔ کوهستان، نمونه‌هایی برای ارتقای ایمنی و کیفیت محیطی ارتفاعات و دره‌های مشرف به تهران فراهم شود. بر این اساس، چهار درهٔ شاه‌آباد (دارآباد)، جمشیدیه، تنگ حصارک و گلاب‌دره همراه با ارتفاعات مجاور، در گستره‌ای حدود ۱۲ کیلومتر مربع، تحت مطالعهٔ جامع محیطی قرار گرفتند.
یافته‌های کلیدی:
۱. تجهیز مسیرهای پیاده‌روی در حدفاصل بافت شهری و آغاز ارتفاعات
۲. تسریع در اجرای کمربند سبز شمالی (موضوع پهنهٔ شمارهٔ ۲)
۳. محدودسازی تردد در کوهستان به مسیرهای مشخصِ برنامه‌ریزی‌شده و سامان‌دهی‌شده
شایان ذکر است «باغ فردوسی تهران» به‌عنوان نخستین بخش از این طرح شهری–محیطی، مورد مطالعه و اجرا قرار گرفت و بخش اجراشدهٔ آن در سال ۱۳۷۵ افتتاح شد.
فشرده‌ای از ایده‌ها، راهبردها و راهکارها:
راهبردها و راهکارهای طراحی محیطی دره‌های کلک‌چال
الف) بافت شهری
ب) کمربند سبز کوهستانی
پ) حفاظت فعال
ت) طبیعت بکر
۲. جلوگیری از توسعهٔ شهر به سمت کوهستان از طریق ایجاد مسیر پیادهٔ تراز-اضطراری در حدفاصل شهر و کمربند سبز
۳. ایجاد کمربند سبز حفاظتی در پهنهٔ شمارهٔ ۲
۴. راهکارهای حفاظت از دره‌ها:
الف) لغو قانون ساخت‌وساز تا ارتفاع ۱۸۰۰ متر که عامل اصلی تخریب دره‌ها شده است
ب) تدوین قانون جدید برای تثبیت لبهٔ شمالی شهر متناسب با شرایط محیطی
پ) ایجاد باغ‌های عمومی در ورودی دره‌ها برای جلوگیری از نفوذ بافت شهری و ساخت‌وساز (مانند نمونهٔ اجراشدهٔ باغ فردوسی) به‌عنوان مبدا حرکت برنامه‌ریزی‌شده به سوی کوهستان
اثر طرح – سرانجام:
راهبردها، راهکارها و توصیه‌های این طرح می‌تواند برای شمال تهران و همچنین تمامی شهرهای کشور که با کوهستان یا اراضی پایکوهی در ارتباط هستند—نظیر مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، خرم‌آباد و…—قابل استفاده باشد و به توسعه پایدار آن‌ها یاری رساند.
پس از تصویب طرح، بخشی از آن به‌عنوان نمونه‌ای اجرایی با مساحتی حدود ۳۰ هکتار، در محدوده درهٔ تنگ‌حصارک و ارتفاعات شمال جمشیدیه طراحی و سپس اجرا شد (باغ فردوسی). این بخش در سال ۱۳۷۵ به بهره‌برداری رسید و در اختیار عموم مردم قرار گرفت.







تهران: طراحی شهری–محیطی ایستگاه راه‌آهن تهران و تعیین خطوط و ایستگاه‌های اقماری (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
ارائه‌ی طرح راهبردی برای ایستگاه مرکزی تهران، زمین‌های پیرامونی آن، و همچنین ایستگاه‌های جدید مورد نیاز شهر برای دهه‌های آینده.
پیشینه:
ایستگاه راه‌آهن تهران که در سال ۱۳۱۷ افتتاح شد، هنگام تهیه‌ی این طرح حدود ۷۰ سال قدمت داشت. در این مدت، ایستگاه‌ها و شبکه‌های ریلی در کشورهای مختلف، به‌ویژه کشورهای پیشرفته، متناسب با فناوری روز دچار دگرگونی‌های اساسی شده‌اند؛ در حالی‌که سیستم راه‌آهن ایران و ایستگاه‌های آن تقریباً بدون تغییر جدی در همان وضعیت گذشته باقی مانده بود.
شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران، از میان گروه‌های مشاور، شرکت «مشاور بافت شهر» را برای مدیریت روند به‌روزرسانی ایستگاه مرکزی و تعیین ایستگاه‌های اقماری و خطوط جدید انتخاب کرد. این مشاور، پس از بازدید و بررسی ایستگاه‌های ریلی در کشورهای اروپایی، یک شرکت باسابقه‌ی آلمانی را برای همکاری در حوزه‌ی فناوری آینده و تهیه‌ی طرح راهبردی نهایی برگزید. قرار بر این بود که پس از انجام مطالعات پایه توسط مشاور بافت شهر و با توجه به شرایط کنونی و آینده‌ی فناوری، وضعیت ایستگاه تهران و خطوط وابسته تعیین و تصویب شود و سپس طرح راهبردی مشترک نهایی ارائه گردد.
اثر طرح – سرانجام:
مشاور بافت شهر در مدت یک سال، تمامی مطالعات پایه را با رویکرد توسعه‌ی پایدار در تمامی حوزه‌های مرتبط انجام داد و هم‌زمان، تحلیل وضعیت موجود و پیشنهادهای اولیه‌ی خود درباره‌ی تعداد و موقعیت ایستگاه‌های اقماری مورد نیاز تهران در آینده را به عنوان یک راهبرد مقدماتی ارائه کرد.
متأسفانه با تغییر مدیریت، تیم جدید قادر به انجام تعهدات ارزی خود در قبال شرکت آلمانی و مشاور ایرانی نشد و در نتیجه، طرح در همین مرحله متوقف گردید.







تهران: ساماندهی اراضی سلیمانیه -جنوب تهران (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
احیای اراضی گودال‌های آجرپزی و تبدیل آن‌ها به یک مرکز فرهنگی، ورزشی و هنری برای جنوب تهران، با هدف پیوند دوباره‌ی مردم، شهر و گوهرهای طبیعی.
پیشینه:
در جنوب تهران و در محدوده جنوب‌غربی میدان خراسان، اراضی وسیعی به مساحت بیش از پانصد هکتار با عنوان اراضی سلیمانیه در اختیار شهرداری تهران قرار گرفت. از مشاور «بافت شهر» خواسته شد طرحی متناسب با ویژگی‌ها و شرایط خاص این اراضی تهیه شود.
این اراضی با مجموعه‌ای از مشکلات اساسی روبه‌رو بود، از جمله:
۱. وجود تعداد زیادی گودال ناشی از خاک‌برداری برای کوره‌های آجرپزی
۲. آب‌گرفتگی بخش‌هایی از زمین به علت بالا آمدن آب‌های سطحی
۳. همجواری با بزرگراه‌های موجود
۴. احتمال عبور بزرگراه‌های جدید از بخش جنوبی محدوده
۵. مجاورت با کانال آب‌های آلوده سرخه‌حصار
۶. وجود تعداد قابل‌توجهی پایه‌ها و کابل‌های برق فشار قوی
۷. ادعای مالکیت یکی از نهادها بر بخشی از اراضی
... و سایر محدودیت‌ها و چالش‌ها.
فشرده پیشنهادها ، ایده‌ها و راهکارهای طرح:
پس از انجام مطالعات جامع و بررسی محدودیت‌های موجود، مجموعه‌ای از ایده‌ها و راهبردهای پیشنهادی به شرح زیر ارائه شد:
۱. مسیر احتمالی بزرگراه آتی در جنوب، که محل دقیق آن مشخص نبود و در حیطه وظایف مشاور نیز قرار نداشت، بر اساس موقعیت پایه‌ها و کابل‌های فشار قوی طراحی و تأیید شد.
2.
با رعایت تمامی حریم‌های مرتبط با بزرگراه‌ها، پایه‌های برق فشار قوی، مسیر خطوط انتقال، قنات‌ها و طرح‌های شهرسازی پیرامونی، اراضی به چند پهنه و بخش قابل برنامه‌ریزی تقسیم شد.
۳. تعریف چهار فضای سبز کوچک در مجاورت بزرگراه‌ها با ابعاد و شکل‌های متفاوت، به عنوان باغ‌های عمومی (پارک‌های) ناحیه‌ای و محله‌ای، نظیر محله مشیریه و دیگر محلات همجوار.
۴. شکل‌گیری یک پارک بزرگ (پردیس شهری) با مساحتی حدود ۲۵۰ هکتار.
۵. تعیین نقش و عملکرد هر یک از پارک‌ها بر اساس نیازهای محلات اطراف و هماهنگی آن با بافت و شبکه‌های ارتباطی داخلی.
۶. پهنه‌بندی فعالیتی پردیس شهری آزادگان با هدف پاسخگویی به نیازهای شهر و به‌ویژه مناطق جنوبی پایتخت.
اثر طرح – سرانجام:
طرح راهبردی به تصویب رسید. بخش‌هایی که پیش‌تر توسط بزرگراه‌ها از هم جدا شده بودند، به فضای سبز مجموعه‌ها و بافت‌های مسکونی مجاور—از جمله مشیریه—اختصاص یافتند. بخش مرکزی با نام «آزادگان» نیز به‌صورت یک پردیس شهری (باغ‌های هم‌پیوند) طراحی و تصویب شد. بخش‌هایی از این طرح به‌تدریج اجرا گردید و نتایج آن در قسمت «پردیس‌های شهری» ارائه شده است. راهبردها، راهکارها وپیشنهادهای این طرح یکی از اراضی شهری در جنوب تهران را از وضعیت منفی (کوره‌ها و گودال‌های خشت‌مالی و آجرپزی) خارج کرد و به یکی از مشکلات محیط زیست تهران سامان داد و به توسعه پایدار تهران کمک نمود.







تهران: طراحی شهری–محیطی بزرگراه مدرس (راهبردی – مرحله اول – اجرایی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
احیای روحیه باغ‌راه و امتداد طبیعت سبز شمال تهران تا بافت مرکز شهر
پیشینه:
بزرگراه مدرس یکی از محورهای مهم ارتباطی شمال به مرکز تهران است. در دو سوی این بزرگراه، کاربری‌های مسکونی، اداری، مذهبی و خدماتی وجود دارد، و به‌دلیل عبور از اراضی پرشیب، بدنه‌های آن دارای اختلاف تراز زیاد هستند.
پیش از این طرح، بدنه بزرگراه‌های شهری با دیواره‌های سنگی یا بتن پوشانده می‌شدند که نتیجه آن مناظری سرد، بی‌روح و بی‌هویت در دو سوی بزرگراه‌ها بود. می‌توان گفت بزرگراه مدرس مدرس نخستین بزرگراه شهری ایران است که با ایده «دالان سبز» طراحی شد.
فشرده ایده‌ها و اقدامات اجرایی:
۱. بزرگراه صرفاً مسیر عبور اتومبیل نیست، بلکه یک اندام شهری با ارزش زیست‌محیطی است.
۲. بدنه بزرگراه ظرفیت توسعه فضای سبز و جبران کمبود درختکاری را دارد.
۳. با توجه به بحران کم‌ آبی، استفاده از گونه‌های مقاوم و روش آبیاری قطره‌ای توصیه شد.
۴. مسیر باید از نظر بصری متنوع باشد.
۵. کاشت درختان نباید دید راننده را مختل کند.
۶. انتخاب گیاهان باید با کمترین نیاز به نگهداری انجام شود.
۷. پرهیز از دیواره‌های بلند بتنی یا سنگی و استفاده از فرم طبیعی زمین.
۸. الحاق لچکی‌ها و اراضی کوچک به بدنه سبز بزرگراه در صورت امکان.
نتایج اجرایی اولیه:
گرچه طرح به‌طور کامل اجرا نشد، اما همان بخش‌هایی که اجرا شدند باعث کاهش دمای بزرگراه نسبت به محلات پیرامونی شدند و یک تجربه بصری و محیطی دلپذیرتر ایجاد کرد.
سایر موارد اجرایی:
۱. تابلوهای تبلیغاتی مطابق با ضوابط طراحی در نقاط امن و متناسب با سرعت نصب شدند.
۲. درختان رفوژ وسط به‌گونه‌ای انتخاب شدند که در پاییز و زمستان برگ نریزند (برای جلوگیری از یخ‌زدگی در مسیر سریع‌السیر).
اثر طرح – سرانجام:
اجرای بخشی از طرح، الگوی متفاوت و جذابی را برای ساماندهی پیرامون و ارتقای کیفیت منظر بزرگراه‌های شهری در شهرهای کشور ارائه داد. با وجود ارائه طرح با ایده‌های یادشده، سازمان پارک‌ها به‌عنوان مجری پروژه، بنا بر سیاست‌های اجرایی خود به‌جای استفاده از درخت، درختچه و گونه‌های مقاوم، در یرخی نقاط از چمن بهره برد. در نتیجه، به‌جای سیستم آبیاری قطره‌ای، آبیاری بارانی نصب شد که در برخی موارد موجب ایجاد مشکل برای خودروهای عبوری و همچنین شکل‌گیری نگرش منفی در میان مردم نسبت به اتلاف آب گردید.







تهران: طراحی شهری- محیطی خیابانهای منطقه ۱۲ مرکز تهران
(راهبردی - مرحله اول - اجرایی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
ایجاد امنیت و آرامش در بافت تاریخی پایتخت، فراهم‌کردن محیطی دلپذیر برای عموم، احیای روحیه ایرانیِ «باغ–بازار»، ارتقای کیفیت شهری و محیطی خیابان‌های مرکز تهران، و آشتی‌دادن خیابان‌های مرکزی با گوهرهای طبیعی شهر (پیوند مردم، شهر و طبیعت).
پیشینه:
خیابان‌های قدیمی مرکز تهران، برخلاف بسیاری از شهرهای جهان، سال‌ها از توجه خارج مانده بود. مشکلات ترافیکی، حضور هزاران موتورسیکلت، و ازدحام ناشی از آن‌ها برای مراجعین، ساکنان، مراکز تجاری و محله‌های مسکونی ناایمنی ایجاد کرده و به مرور باعث کاهش حضور و استقبال مردم برای خرید و گردش شده بود.
شهرداری منطقه برای کاهش این مشکلات تصمیم داشت کف‌سازی خیابان‌ها را تعویض کند، اما در عمل مسائلی پدید آمد که موجب نارضایتی اهالی، سازمان‌ها، نهادها، نیروها و صنوف شد. در این زمان، شهرداری از مشاور درخواست کرد ساماندهی و رفع مشکلات موجود را در مدت کوتاه بر عهده گیرد.
اینجانب در سال‌های پیش از آغاز این طرح، طی نامه‌ای به معاونت فنی و اجرایی شهرداری تهران یادآور شده بودم که میدان امام خمینی، خیابان امام و خیابان‌های پیرامون آن بیشترین تعداد ساختمان‌ها و مؤسسات فرهنگی را در خود جای داده‌اند و لازم است تمامی این خیابان‌ها در قالب یک طرح منسجم، ارتقای کیفی یابند تا تهران دارای یک مرکز باهویت شود.
تهیه طرح با انجام مطالعات میدانی درباره تهدیدها، امکانات، محدودیت‌ها و فرصت‌های این مجموعه آغاز شد و همزمان عملیات اجرایی در چهار خیابان—که پیشتر کف آن‌ها تخریب شده بود—در چارچوب نظریه و اهداف فوق به‌صورت شبانه‌روزی ادامه یافت.
هم‌زمان با اجرای خیابان‌های باب‌همایون، ناصرخسرو، داور و صور اسرافیل، خیابان‌های دیگری همچون داور کوچک، پانزده خرداد، میدان پانزده خرداد، کوچه مهران و برلن نیز طراحی شدند. یکی از مهم‌ترین چالش‌های طرح، جلب موافقت و هماهنگی با ۳۶ سازمان، نهاد، اداره، وزارتخانه و صنف بود که خوشبختانه با موفقیت به انجام رسید.
در نظر‌سنجی انجام شده، طرح به‌عنوان برترین گزینه توسط مردم انتخاب شد.
ایده‌ها و رویکردهای طراحی:
۱. توجه به ارزش‌های تاریخی هر خیابان و وضعیت اجتماعی–اقتصادی ساکنان
۲. طرح محدود به تغییر مصالح کف نیست
۳. طرح بسترساز تحول کیفی در منطقه است
۴. ارتقای منظر و روابط اجتماعی، آغازگر تحولی مثبت در مرکز شهر خواهد بود
۵. طرح بر احیای ارزش‌های موجود در معابر تاریخی نیز تأکید دارد
۶. بهره‌گیری از تجربیات جهانی برای ارتقای محیطی مرکز شهر
۷. هماهنگی بستر طرح با عملکرد عناصر مهم پیرامونی
۸. تلاش برای احیای طبیعت کمرنگ‌شده در مرکز شهر
۹. پیوند دوباره ارتباطاتی که بر اثر تراکم خودرو گسسته شده‌اند
۱۰. افزایش سرانه فضای سبز
۱۱. اتصال فضاهای بلااستفاده پیرامون مسیر به محور حرکت
۱۲. اولویت‌دادن به انسان در حرکت، توقف، مبادله، استراحت و …
۱۳. کاهش ترافیک محدوده با هماهنگی شهرداری و استفاده از خیابان‌های جایگزین و اجرای برنامه‌ریزی‌شده در ساعات مختلف
۱۴. فراهم‌سازی شرایط مناسب برای زندگی و حرکت ایمن شبانه در مرکز پایتخت
 
یادآوری:
با وجود آنکه پس از تغییر شهردار منطقه، طرح با مخالفت مدیریت جدید مواجه شد و به‌طور کامل اجرا نگردید—و برخی کاربری‌ها و نحوه استفاده از فضاها بر اساس سلیقه مدیران بعدی تغییر کرد—اما همان میزان که اجرا شد، موجب تحول چشمگیر و مثبت در مرکز تهران گردید.
این تحول به‌حدی بود که میراث فرهنگی توانست با اتکا به همین آرامش و سامان‌یافتگی در محدوده مرکزی، «کاخ گلستان» را در فهرست جهانی یونسکو به ثبت برساند.
افزون بر استقبال رسانه‌ها، نظر‌سنجی انجام‌شده توسط یک مؤسسه معتبر به سفارش شهرداری منطقه نشان داد که این طرح بالاترین میزان رضایت شهروندان را در میان طرح‌های شهری داشته است.
اثر طرح – سرانجام:
آن بخش از طرح که به اجرا رسید نشان داد چگونه می‌توان بدون دستکاری یا تخریب بناها و ساختارهای قدیمی، تنها با اصلاح و بازآفرینی بستر راه‌ها و پیوند آنها با عناصر طبیعی (آب، گل و گیاه، درخت و …)، روحی تازه در کالبد فرسوده دمید. این مداخله توانست خیابان‌های ناایمن و پرترافیک را به «باغ‌راه» و «باغ‌بازار» تبدیل کند و با هزینه‌ای قابل‌قبول، همان مسیرها را به فضایی مناسب برای گذران اوقات فراغت، دادوستد و تعامل اجتماعی بدل سازد و آرامش را به شهروندان در قلب تهران بازگرداند. مجموعه‌ این فعالیت‌ها گامی مؤثر در جهت توسعهٔ پایدار شهر بود.
این طرح که بالاترین سطح رضایت شهروندان را کسب کرده بود، در مراحل پایانی با تغییر مدیریت شهرداری منطقه مواجه شد و به همین دلیل برخی اقدامات مؤثر ناتمام ماند؛ از جمله اتصال مناسب چاه‌های آب به شبکهٔ جویبارها و همچنین نصب نشدن تندیس میرزا تقی‌خان امیرکبیر در مقابل دارالفنون و تندیس قائم‌مقام فراهانی در مجاورت ورودی کاخ گلستان.














تهران: طراحی شهری–محیطی دره ولنجک (راهبردی)









خلاصه پیشنهادهای طرح:
حفاظت، ایمن‌سازی بستر و بدنه رود-دره، ارتقاء کیفیت محیطی و امتداد طبیعت تا درون بافت شهری پایین‌دست
پیشینه:
دره ولنجک یکی از دره‌های مرکزی شمال تهران استکه از رشته‌کوه البرز سرچشمه می‌گیرد این دره برای دهه‌ها عمدتاً دست‌نخورده باقی مانده بود،اما در چهار دهه اخیر با ساخت‌وسازهای گسترده و خاکریزی‌های بی‌رویه ، در بدنه‌ها شرایط طبیعی آن دچار تخریب جدی شده است
هدف طرح:
خطرات و ساماندهی مجدد کف دره و دامنه‌ها برای اطمینان از ایمنی و و کیفیت چشم‌انداز و مسیر برای ارتباط انسانی (پیاده، دوچرخه) با طبیعت بالادست فراهم شود.
فشرده ایده‌ها و راهکارها:
۱. طراحی بستر و بدنه رودخانه برای هدایت ایمن آب‌های کوهستانی
۲. گسترش چشم‌انداز طبیعی کوهستان به سمت حاشیه شهری (تا بزرگراه چمران)
3.
ارائه الگوی ایمن‌سازی بدنه‌ها بر اساس:

الف) نوع خاک (طبیعی یا واریزی)
ب) شیب و فرم بدنه
پ) تراز خیابان‌ها و ساختمان‌های مجاور
۴. ایجاد مسیرهای عابر پیاده در سراسر دره
۵. طراحی پوشش سبز در هر دو دامنه،با در نظر گرفتن:
ت) کیفیت خاک
ث) فشار و سرعت آب
ج) اختلاف سطح بالا و پایین‌دست
چ) هماهنگی با منظر عمومی
۶. ارائه کروکی و عکس‌های مکان‌محور برای هریک از نقاط کلیدی مسیر
اثر طرح – سرانجام:
در صورت اجرای کامل، این طرح درهٔ ولنجک را به یک دالان سبز و ایمن با ساختاری طبیعی و محیط‌زیستی تبدیل می‌کند؛ دالانی با بستری سبز، منظم و سامان‌یافته برای ساکنان محله‌های مسکونی دو سوی دره، که به‌عنوان پیونددهندهٔ مردم، شهر و طبیعت عمل خواهد کرد و در نهایت به توسعهٔ پایدار تهران نیز کمک می‌کند.
پیمایش به بالا